سبک شناسی منطق الطیر عطار، بر اساس آرای هلیدی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد یادگار امام خمینی (ره) شهرری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22075/jlrs.2023.31726.2344چکیده
فرانقشها یکی از اصطلاحهای مهم در زبانشناسی نقشگراست که هلیدی آن را مطرح کرده است. فرانقشها ابزاری مناسب جهت بررسی جهانبینی شاعر و گفتمانهای موجود در یک متن و نیز یکی از ابزارهای ادبی و بلاغی در شناخت زبان رمزی و تمثیلی شاعر-عارفانی چون عطّار است که بهوسیلۀ آن میتوان به تبیین هرچه بهتر مفاهیم پیچیدۀ عرفانی پرداخت؛ از این رو، با روش توصیفی- تحلیلی درصدد هستیم تا از میان فرانقشهایی که هلیدی در دستور نظاممند خود مطرح کرده است، به بررسی مسئله فرانقشهای اندیشگانی و بینافردی در منطقالطّیر عطّار بپردازیم. از میان بندهای مختلف، به بررسی 2900 بند در منطقالطّیر پرداختهایم. نتایج تحقیق بیانگر آن است که از میان شش فرایند اندیشگانی، فرایند مادّی بیشترین بسامد و فرایند رفتاری کمترین بسامد را در این منظومه داراست. فرایندهای مادّی تأثیر بسزایی در تصویرسازی مراحل سیر و سلوک در منطقالطّیر دارد. از میان فرایندهای مادّی، فرایند عینی بیشترین بسامد و فرایند غیرارادی کمترین بسامد را داراست. در فرانقش بینافردی، بسامد زیاد وجه اخباری، بیانگر پایبندی شاعر به حقیقت گزارههاست. با بررسیهای بهعملآمده، اغلب بندها دارای قطبیت مثبتاند. از میان ادات، ادات کیفی که بیانگر یک عقیده، جهتگیری، توصیف و توجیه ادّعایی هستند، بسامد فراوانی در منطقالطّیر دارد؛ از این رو، با کاربست فرانقشهای هلیدی میتوان به تشخّص سبکی عطّار از دیگر شاعران دست یافت.