رویکرد کهن گرایانه به اشعار ملک الشعرای بهار
نویسندگان
1 دانشآموختة دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
doi
10.22075/jlrs.2023.31360.2317چکیده
یکی از شیوههای آشناییزدایی و برجستهسازی کلام در نظر منتقدان فرمالیسم، استفاده از واژهها و عبارات کهن است که در نقد ادبی به باستانگرایی معروف است. کاربرد بجا و مناسب کهنگرایی، علاوه بر تعالی شعر، باعث اعجاب و التذاذ مخاطب نیز میشود. ملکالشّعرای بهار، از این شگرد زبانی در اشعارش به نحو چشمگیری استفاده کرده و باستانگرایی از ویژگیهای زبانی و سبکی اشعار این شاعر بزرگ است. او از شاعران حوزۀ خراسان است؛ به همین دلیل، آشنایی و مطالعۀ عمیق این شاعر معاصر در اشعار کلاسیک، مخصوصاً سبک خراسانی و عراقی، باعث شده از رهگذر کهنگرایی، در تشخّصبخشیدن به زبان شعریاش بهرههای فراوانی بگیرد. در این جستار، به روش تحلیل محتوا با رویکرد توصیفی- تحلیلی، نگاهی کهنگرایانه به اشعار ملکالشّعرای بهار داشته و درصدد بودهایم به این پرسش پاسخ دهیم که محمّدتقی بهار تا چه اندازه به استفاده از واژگان و ساختار دستوری کهن در اشعارش پایبند بوده و این نوع هنجارگریزی در اشعار او تا چه حد بوده است؟ در نهایت، به این نتیجه رسیدهایم که بهار بهدلیل علاقه به ادبیات غنی گذشته و آشنایی با آن، سعی کرده چه در حوزۀ واژگانی و چه در حوزۀ نحو، از این شگرد زبانی تأثیر بپذیرد و اسلوب و روشهای نحوی بسیاری از آثار گذشته را با ظرافت و هنرمندی خاص، در اشعارش احیا کند و همین ویژگی، شعرش را تجلّیگاه بسیاری از عناصر زبان کهن کرده است.