معنایابی ترامتنی نمایشنامۀ کارنامۀ بندار بیدخش بهرام بیضایی
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران (نویسنده مسئول)
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22075/jlrs.2023.31029.2304چکیده
کشف و دریافت معنای آثار ادبی، همواره مورد توجّه منتقدان این عرصه بوده است؛ امّا آنچه در این میان اهمّیت دارد، بهکارگیری رویکردی روشمند برای دستیابی به معانی پنهان در لایههای مختلف متن است. رویکرد ترامتنی، ازجمله دستگاههای نظری کلنگر در میان نظریههای ادبی به شمار میآید که از طریق آن، لایههای معنایی پنهان را میتوان کشف کرد. البته این دستگاه نظری در حوزۀ معناشناختی، صورتبندی دقیقی ندارد؛ با این حال، عناصر آن در نگاهی کلنگر، ظرفیتهای معناشناختی خاصّی را در محورهای همنشینی و جانشینی معنایی از خود بروز میدهند که تاکنون مورد بررسی قرار نگرفته است؛ مثلاً بیشمتن، بینامتن و فرامتن روی محور جانشینی معنایی عمل میکنند، پیرامتن روی محور همنشینی معنایی عمل میکند و سرمتن هم روی محور همنشینی معنایی و هم روی محور جانشینی معنایی عمل میکند. برهمکنش این عناصر نیز به کشف معنای کلّی از متن میانجامد؛ از این رو، در پژوهش پیشِرو با توجّه به دیدگاه تازۀ «معنایابی ترامتنی» کوشیدهایم ضمن بهرهگیری از روش تحلیل کیفی و کمّی، با تکیه بر مطالعات کتابخانهای و اسنادی و کاربست نظریههای ترامتنیت و معنیشناسی، به تحلیل نمایشنامۀ «کارنامۀ بندار بیدخش» بهرام بیضایی بپردازیم و ضمن صورتبندی دستگاه نظری تازه، معنای پنهان در لایههای این نمایشنامه را نشان دهیم. نتایج حاصل از این تحلیل نشان میدهد که بیضایی با جانشینسازی و همنشینسازی عناصر ترامتنی، معنا را به مخاطب انتقال میدهد و معنایابی ترامتنی، دستگاه نظری کارآمدی برای تحلیل این اثر است.