نقد و تحلیل مکانیسم حاکم بر روساخت و ژرف ساخت ضرب المثل های رایج فارسی (با رویکرد کارکردگرایی ساختاری)

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران.

doi
10.22075/jlrs.2023.29552.2231
چکیده

ضرب‌المثل‌ها، از عناصر فرهنگی موجود در جامعه هستند که مسیر اندیشه و تفکّر عمومی را نشان می‌دهند. آن‌ها اغلب مفاهیم و پیام خود را با فشار و نفوذ زیادی بر کنشگران فرهنگی تحمیل می‌کنند. سؤال این است که راز تأثیرگذاری و فشار کارکردی ضرب‌المثل‌ها از کجاست و سازوکارهای درونی و بیرونی حاکم بر ساختار آن‌ها چگونه است؟ با استفاده از روش کیفی، تحلیلی و کارکردگرایانه می‌توان گفت ضرب‌المثل‌هایی رایج و نافذ هستند که با طرح دوگانه‌‌های آشکار و تقابلی در روساخت، مخاطب را بی‌درنگ به قصّه‌ای آشنا در زیرساخت هدایت ‌کنند. انتقال ذهن مخاطب از نشانگان روساختی به دلالت‌ها و قصّه‌های فرهنگی و زیر‌ساختی، هرچقدر آسان‌تر باشد، نفوذ آن‌ها بر مخاطب بی‌درنگ و بیشتر خواهد بود. قصّۀ موجود در زیرساخت ضرب‌المثل‌ها با شکل‌دهی به قالب‌سازی و طرح‌وارۀ ذهنی می‌تواند مانند یک اهرم فشار بر شنونده تأثیر بگذارد و به رشد شناختی، یادآوری و فهم سریع پیام کمک کند. روایت و قصّه‌های فرهنگی موجود در زیرساخت ضرب‌المثل‌ها در جهت متقاعدسازی عمل می‌کنند. آن‌ها با تأکید بر ساخت‌گرایی اجتماعی، موجب جمع‌پذیری می‌شوند و همچنین با تأکید بر اصالت تصویرسازی و خلق نوعی از اجبار و ضرورت نمایشی، بر مخاطبان تأثیر فوری می‌گذارند.