تحلیل تطبیقی و ژانرشناختی رمانهای غنایی کریستین و کید و به سوی فانوس دریایی
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران. (نویسنده مسئول)
3 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22075/jlrs.2023.32269.2371چکیده
هدف این پژوهش تشخیص معیارهای ژانرشناختی رمانهای غنایی کریستین و کید نوشتۀ هوشنگ گلشیری و به سوی فانوس دریایی نوشتۀ ویرجینیا وولف، با تکیه بر دیدگاه ادبیات تطبیقی است. روش پژوهش نیز از نوع توصیفی- تحلیلی و متکی بر منابع کتابخانهای است. در این مسیر، ویژگیهای اصلی شعر غنایی که خاستگاه ژانر غنایی است، با آراء رالف فریدمن تطبیق داده شدهاست. وی آغازگر بحث رمان غنایی در ادبیات جهان است. از سوی دیگر، پنج عامل ژانرشناختی درونمتنی و برونمتنی رمان درنظر گرفته شدهاست؛ یعنی ویژگیهای فرمی و محتوایی (محتوا، پیرنگ و طرح، راوی و زاویۀ دید، شخصیت و شخصیتپردازی، زبان و لحن و صحنه)، نسبت اثر با گفتمانها، کارکرد بیرونی اثر و مخاطب. نتایج حاصل از بررسی عوامل ژانرشناختی با مؤلفههای ژانر غنایی سنجیده شدهاست. یافتههای پژوهش نشان میدهد که رمانهای مذکور از نوع غنایی هستند. تحلیل ژانرشناختی این رمانها نیز چنین است: ویژگیهای فرمی و محتوایی در خدمت مؤلفههای غنایی (دروننگری و برجستهسازی) است؛ با رمانهای روانشناختی و جریان سیال ذهن تناسب دارند؛ گفتمان مدرنیسم بر آنها غالب است؛ در دورههایی که بر اثر خفقان سیاسی- اجتماعی یا بر اثر ثبات سیاسی- اجتماعی و عبور از نیازهای اولیۀ زندگی، نویسندگان به دروننگری روی میآورند، امکان رواج بیشتری دارند؛ کارکرد بیرونی فردی و هنری دارند؛ خوانندۀ آنها فعال است و با شخصیت همذاتپنداری درونی میکند. با توجه به این نتایج، جایگاه ژانرشناختی دو رمان غنایی داخلی و خارجی شفاف شدهاست.