تحلیل‌شناختی «استعاره مفهومی و انواع آن» در ‌گفتمان‌های رمان «سگ ‌و‌ زمستان بلند» شهرنوش‌پارسی‌پور طبق نظریه فوکونیه و ترنر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران.

2 استادیار،گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

3 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران. (نویسندۀ مسئول)

4 استاد،گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران.

doi
10.22075/jlrs.2022.27709.2135
چکیده

در مطالعات ادبی، استعاره را رکن اساسی خلّاقیت و نمود ویژۀ فردیت هنری مؤلّف می‌شمارند. استعاره می‌تواند در بافت‌های اجتماعی گوناگون، به‌وسیلۀ نویسندگان به کار رود تا کارکردهایی در جهت حمایت از گزاره‌های بنیادین و باورهای یک ایدئولوژی یا نظرگاه خاص ایفا کند. هر بافت اجتماعی، دربردارندۀ ایدئولوژی غالب و چندین ایدئولوژی مغلوب است. در نبرد میان این ایدئولوژی‌ها در بافت‌های اجتماعی، استعاره‌ها نقش مهمّی دارند. فوکونیه و ترنر (1995) مسئلۀ جدیدی را در زبان‌شناسی شناختی و استعاره مطرح کردند. آن‌ها نشان دادند که همۀ استعاره‌ها از مطابقت حوزۀ مبدأ و مقصد، آن‌گونه که در دیدگاه لیکاف و جانسون (1980) مطرح شده بود، ساخته نمی‌شوند. طبق تعریف فوکونیه و ترنر (1999)، فضاهای ذهنی، بسته‌های مفهومی کوچکی هستند که هنگام سخن‌گفتن یا تفکّر، در ذهن آدمی ساخته می‌شوند. رمان‌های معاصر، ازجمله رمان «سگ و زمستان بلند»، به‌دلیل برخورداری از زبان استعاره‌مدار و نزدیکی زبانشان به قطب استعاری و همچنین به‌دلیل فارغ‌بودن از محدودیت‌های حاکم بر برخی از انواع رسمی ادبیات، مانند شعر و نثر فنّی قدیم، دارای تناسب و ظرفیت بیشتری برای کاربرد این نظریه در نقد هستند. پژوهش حاضر، پژوهشی نظری است که در آن، از روش کتابخانه‌ای استفاده شده و داده‌های آن بر اساس روش توصیفی- تحلیلی بررسی شده‌اند. برای این کار، رمان «سگ و زمستان بلند» پارسی‌پور به‌دقّت مطالعه و تمامی استعاره‌های به‌کاررفته در آن استخراج شد. سپس برای مشخّص‌شدن حوزۀ مفهومی مورداستفاده در ساخت فضاهای ذهنی آن‌ها، تمامی استعاره‌ها مورد توصیف و تحلیل قرار گرفت. طبق نتایج به‌دست‌آمده، حوزه‌های مفهومی به‌کاررفته در استعاره‌های رمان «سگ و زمستان بلند» که در ساخت فضاهای ذهنی مطرح‌شده در نظریۀ فوکونیه و ترنر نقش دارند، در هشت گروه استعاره‌های هستی‌شناختی (پدیده‌ای یا مادّی)، استعاره‌های شخصیت‌بخشی، استعاره‌های جهتی برای هستارهای مثبت و منفی، استعاره‌های ساختی (حوزۀ مفهومی اشیا، اعضای بدن، مفهوم زندگی، پدیده‌های طبیعی و حیوانات)، قابل دسته‌بندی‌ هستند. به‌طور کلّی، می‌توان گفت در همۀ استعاره‌های ساختی، استفاده از حوزه‌های مفهومی در ساخت استعاره و انتقال معانی خاص به مخاطبین، به‌صورت هدفمند انجام گرفته است.