استعارۀ تصویری- طرحوارهایِ «رستاخیز و نوزایی» با حوزۀ مبدأ «سفر»، در داستانهای کودک
نویسندگان
1 کارشناس ارشد ادبیات کودک و نوجوان، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.22075/jlrs.2023.30012.2249چکیده
جانسون و لیکاف، استعارههای مفهومی را نگاشتهایی بین دو حوزۀ موسوم به مبدأ و مقصد میدانند. کارکرد این نگاشتها عینیسازی مفاهیم انتزاعی حوزۀ مقصد از طریق طرحوارۀ حوزۀ مبدأ است. هدف از این پژوهش، ردهبندی داستانهای مرگاندیشانۀ مبتنی بر «نوزایی» در ادبیات کودک است. در همین راستا، این مقاله با التفات به استعارۀ «مرگ، سفر است»، در پی پاسخگویی به چگونگی کارکرد طرحواره-تصویرهای حوزۀ «سفر» در مفهومسازی «نوزایی» و «رستاخیز» است. روش پژوهش، توصیفی - تحلیلی و جامعۀ آماری آن، داستانهای مبتنی بر درونمایۀ نوزایی و رستاخیز برای گروه سنّی الف و ب است. نتیجۀ پژوهش نشان میدهد وفق استعارۀ جهتی بالا/ پایین و طرحوارۀ «مسیر»، داستانهای مذکور به چهار دسته تقسیم میشوند: رستاخیز بدون استعلا، رستاخیز با استعلا، پیکرگردانی با استعلا، و زنجیرۀ نوبهنو. پژوهش پیشرو برای نخستین بار در ایران، مرگهای بازگشتپذیر را با رویکرد معنیشناسی شناختی مطمح نظر قرار میدهد.