معناشناسی تاریخی مفهوم «نوادر» و ابهام‌ زدایی از آن با بررسی موردی باب النوادر کتب اربعه

نویسندگان

1 استاد گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه فردوسی مشهد

3 استاد گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.30497/quran.2019.2393
چکیده

احصای 82 تن نوادرنویس در الفهرست و 272 تن در الذریعه؛ اوج رویکرد نوادرنویسی را در بازه­ زمانی قرن دوم تا چهارم هجری، به‌ویژه در حدیث نشان می­دهد. مسأله­ این مقاله آن است بدانیم مؤلفان مرادشان از نام­گذاری «نوادر» چه بوده؛ که گاه، عنوان مستقل النوادر؛ و گاه بخشی از کتابشان را «باب النوادر» یا «باب النادر» می­نامیده­ اند. به همین منظور، با رویکرد معناشناسی تاریخی به تحلیل لغوی و اصطلاحی نوادر پرداخته­؛ سپس با بررسی مصادیق نوادر کتب اربعه و ابهام‌زدایی از مفهوم نوادر، پرکاربردترین معانی نوادر کتب اربعه استخراج شده‌اند. در معناشناسی تاریخی، به‌طور خاص واژه «نادر» از زمان امامان باقر و صادق(ع) در بحث تعارض دو روایت، کاربرد داشته است. در بررسی نوادر کتب اربعه نیز به چهارده مصداق رسیدیم. پرکاربردترین مصادیق ابواب «النوادر و النادر» کافی و فقیه، زیادات یا مستدرک، احادیث متفرق ابواب یک کتاب همچون کتاب الصوم، نه یک باب خاص از کتاب الصوم؛ و احادیث شاذ به ­نظر ­رسید؛ که با ابواب «زیادات» طوسی، حداقل در معنای استدراک و احادیث متفرق، مشترکند؛ ولی تنها باب النوادر موجود در تهذیبین ظاهراً بیشتر حاوی احادیث شاذ است. همچنین از آنجا که واژه «نوادر» معانی و مصادیق متعدد دارد، واژه­ای مبهم به شمار می ­آید که ابهام آن از نوع ابهام لغوی و چندمعنایی است و اشتراک لفظی دارد؛ لذا نمی­توان به‌طور قطع ترجیح یک معنای خاص را برای آن مشخص کرد؛ نیز نوادر با گذر زمان، اتساع و تضییق معنا داشته است.