تحلیل روایی نشاندارسازی معنایی(تراز ادبی) در داستانهای لیلا صبوحی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
doi
10.22075/jlrs.2023.29441.2222چکیده
هدف از نگارش این مقاله، تحلیل زبانی-بلاغی نشاندارسازی معنایی در سه داستان بلند لیلا صبوحی است تا زیباییآفرینی این نویسنده از دیدگاه مطالعۀ زبان نشان داده شود؛ یعنی نویسنده چگونه ترکیب را در محور همنشینی بهکار بسته است تا موضوع و محتوای خود را بهشکلی دقیق به مخاطب انتقالدهد. این موضوع یک پژوهش کیفی از نوع ادبی است که با روش تحلیلی- تشریحی و روایتشناسی انجام یافته است. شیوۀ گردآوری مطالب نیز از طریق اسناد کتابخانهای صورت گرفته است. نتایج، حاکی از آن است که نویسنده در نگارش داستان، به اثر خود جنبۀ شاعرانگیداده و از طریق بلاغت و با روش تشبیه و تمثیل، مدلولهای نظام زبان را به مصداقهای جهان خارج نزدیک ساخته و به شیوهای خاص و مبتکرانه، تشبیهاتی بدیع و نو را ابداع کرده و جهت ایجاد کلام شاعرانه، بهجای استفاده از عنصر انتخاب و جانشینی،کلام خود را از طریق محور همنشینی، با ذکر تشبیهات نو، توصیف و مخیّل کرده و به عالم شعر نزدیک ساخته است. همین امر، سبب شده ضربآهنگ روایت، پیرنگ را آهسته کند و لحن و فضای داستان را نیز تحتتأثیر قرار دهد. لحن و فضایی که در هر سه اثر یکسان است و خواننده حس میکند در حال دنبالکردن اثر اوّل است. درنهایت اینکه، نویسنده در روایتهای خود، تخیّل را در دو نوع حضوری و خلّاق به کار بسته و در قالب نشاندارسازی بلاغی(تشبیه و تمثیل)، کانونسازیهای خود را تشریح کرده که این، شگرد روایتپردازی اوست.