بازخوانی ابهام در مجموعه شعر «طرح» احمدرضا احمدی برمبنای نظریۀ امپسون

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران. (نویسندة مسئول)

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران.

doi
10.22075/jlrs.2023.29989.2248
چکیده

ابهام یکی از مؤلّفه‌های شعر و هنر ایران، به‌ویژه پس از ظهور رمانتیسم است که درنتیجۀ تمایل ذوق زیبایی‌شناسی مدرن، به خوانش متون مبهم و برجسته‌ترشدن نقش مخاطب در دریافت معنا مطرح شد. شاعر مدرن با کاربست چندمعنایی و خلق خلأهای مفهومی در ساختار شعر، به آفرینش ادبیاتی ماندگار، خلّاق و پویا می‌پردازد. در این مقاله تلاش شده ‌است بر اساس دیدگاه ویلیام امپسون (1906-1984) در کتاب هفت نوع ابهام، ابهام‌های مجموعه شعر «طرح» از احمدرضا احمدی (1319) بررسی شود. روش این پژوهش، کیفی-کمّی است. مدل تحقیق، مفهومی و متضمّن سؤالات است. فنّ مورداستفاده برای جمع‌آوری اطّلاعات، تحلیل محتواست. برای تحلیل داده‌ها از نظریۀ ویلیام امپسون استفاده کرده‌ایم. با بررسی شعر موج نو بر اساس انواع ابهام‌های موجود و درجۀ کاربرد ابهام، افق‌های تازه‌ای از زیبایی‌شناسی را بازخواهیم شناخت که به ما در بالندگی مهارت‌های تفسیری و لذّت‌بردن بیشتر از شعر مدرن یاری می‌رساند. احمدی با معرّفی شعر موج نو به کمک مجموعۀ طرح (1341) تلاش می‌کند محتوای اجتماعی اشعار خود را در پوششی از ابهام‌های ساختاری و زبانی بگنجاند. در شعر او زبان، ساختار و محتوا ‌چنان در هم تنیده شده‌اند که محتوا، خود بخشی از ساختار و بازی‌های زبانی است. تصویرپردازی پراکنده و متناقض، همسان‌گویی و مکرّرگویی، معناگریزی و عدم‌قطعیت، نشان از ذهنی بداهه‌پرداز، مردّد و البته خلّاق دارد که خواننده‌ای پرحوصله و فعّال می‌طلبد.