پیوند معنایی کنایات و ارتباطات غیرکلامی در شاهنامۀ فردوسی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران (نویسنده مسئول)
2 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
doi
10.22075/jlrs.2023.29624.2238چکیده
کنایه بهعنوان یک عنصر ادبی، دو معنای ظاهری و باطنی را به ذهن متبادر میکند و درک خواننده را در تعلیق میگذارد و دریافت او را به تعویق میاندازد. از منظر زیباشناسی نیز چون تصویرساز است، زیبایی هنری میآفریند؛ ازاینرو، کنایه در ادبیات جایگاه خاصی دارد و شاعران برای جلوگیری از بیان صریح و مستقیم از آن بهرههای فراوانی بردهاند و مقصود و مافیالضمیر خود را در قالب این شیوة بیانی مطرح کردهاند. ارتباطات غیرکلامی و زبان بدن نیز یکی از مظاهر زبان عادی و روزمره است که عنصری یاریگر تلقی میشود؛ بدینمعنی که میتوان رفتار غیرکلامی را در کنار ارتباط کلامی بهکار گرفت و به کمک آن، مقصود خود را بهتر، دقیقتر و گاهی مؤثرتر به مخاطب منتقل کرد. یکی از دلایل تاثیرگذاری شگرف کنایه در کلام، ارتباط تنگاتنگ آن با رفتارهای غیرکلامی و پیوند معنایی و بستگی مفهومیِ این دو مقوله با یکدیگر است. نگارندگان در جستار حاضر با روش توصیفیـتحلیلی و بر اساس شاهنامۀ فردوسی به بررسی کنایههای برگرفته از مفهوم رفتارهای غیرکلامی پرداخته و به این نتیجه رسیدهاند که بخش عظیمی از کنایهها، از مفهوم رفتارهای غیرکلامی اقتباس شده و میان این دو مقوله، مناسبات معناییِ درکپذیری وجود دارد و درک ارتباط معنایی این دو مقولۀ ادبی و زبانی، منجر به کشف ارتباط ظریفی میان زبان ادبی و زبان عادی میشود. رفتارهای حرکتی، حالات چهره، محیط و ظاهر فیزیکی به ترتیب پربسامدترین رفتارهایی هستند که کنایههای شاهنامه از آنها دریافت شده است