نگاهی زیستمحیطی به آثار مرادی کرمانی
نویسندگان
1 دانشیار زبان شناسی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران (نویسنده مسئول)
2 کارشناس ارشد زبانشناسی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
doi
10.22075/jlrs.2023.29476.2225چکیده
پژوهش پیشرو به بررسی دو کتاب خمره و تنور و داستانهای دیگر- نوشتۀ هوشنگ مرادی کرمانی- با رویکرد زبانشناسی زیستمحیطی میپردازد. این رویکرد زبانشناختی میتواند به نمایان شدن داستانهای پنهانی که به طور غیرمستقیم در پس این گفتمانها قرار دارند، کمک کند. در مقالۀ حاضر از میان هشت داستان (محور) زیستمحیطی استیبی، پنج داستان ایدئولوژیها و گفتمان، ارزیابیها و الگوهای ارزشی، هویتها، برجستهسازی و محوسازی مورد برسی قرار گرفتهاند. تعیین درصد وقوع داستانهای استیبی و تحلیل این آمار در پیکرۀ پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. میزان تحقق داستانهای مورد بررسی - با احتساب روند نزولی- بدین شرح است: برجستهسازی، الگو و ارزیابی، ایدئولوژی و هویتسازی. داستان محوسازی دارای بار ارزشی منفی نسبت به محیط زیست میباشد که درصد وقوع کمی را به خود اختصاص داده است. ارزیابی داستانها بر اساس فلسفههای زیستمحیطی، حاکی از آن است که فلسفههایی نظیر «ارزش نهادن به زندگی»، « اهمیت و احترام به زندگی همۀ گونهها» و «رفاه و تندرستی» در این متون، از بسامد بالایی برخوردار است. فلسفههای «حال و آینده» و «محدودیتهای زیست محیطی» نیز در دادههای مورد بررسی قابل مشاهده است. به جز دو داستان، داستانهای این دو کتاب حکایت از نگاه پر رنگ و مثبت کرمانی نسبت به فلسفههای زیست محیطی دارد. برای نیل به اهداف فرهنگسازی، ارزشآفرینی و الگوسازی، «آموزش» از اهمیت زیادی برخوردار است. رسانهها، کتابها و نهادهایی همانند آموزش و پرورش از با ارزشترین منابع برای ارتقاء فرهنگهای زیستمحیطی هستند. تأمل در کتب مربوط به کودکان و نوجوانان میتواند راهی برای گسترش و نهادینهکردن فرهنگ زیستمحیطی باشد.