تاثیر جنسیّت بر استفاده از نشانگرهای حوزۀ غذا و خوراک در منتخبی از رمان های ایرانی بر اساس نظریۀ نشانداری
نویسندگان
1 دانشیار، گروه زبان های خارجی، دانشگاه شهید باهنر، کرمان، ایران. (نویسنده مسئول)
2 کارشناس ارشد، زبانشناسی همگانی، دانشگاه شهید باهنر، کرمان، ایران.
doi
10.22075/jlrs.2023.28633.2183چکیده
در نظام نشانهشناسی غذا و خوراک، اقلام غذایی از کاربرد صرفاً فیزیولوژیک و زیستی فراتر رفته و بهعنوان بخشی از نظام فرهنگی و اجتماعی جامعه بهکارگرفته میشوند و بدینترتیب، پیوستاری از الفاظ بینشان و نشاندار را در این حوزه شکل میدهند. بیشک، اقلام این حوزه همچون هر نظام نشانهشناسی دیگری متاثر از عوامل فرهنگی و اجتماعی اطراف خود میباشند. در این پژوهش، بهمنظور بررسی تأثیر مقولۀ جنسیّت نویسنده بر کاربرد اقلام واژگانی حوزۀ غذا و خوراک بهلحاظ نشانداری، تعداد 12 داستان بلند از نویسندگان معاصر زن و مرد انتخاب و مورد بررسی قرارگرفت. آمار اولیّه نشان داد که در پیکرههای متعلق به هر دو گروه فراوانی اقلام بینشان بیش از اقلام نشاندار است که نقطۀ اشتراک بین دو گروه بود اما فراوانی اقلام بهکاررفته در هریک از طبقات فوق مبین تفاوت در عملکرد بین دو گروه بود. در ارتباط با اقلام بی-نشان، درحالیکه در آثار گروه نویسندگان مرد فراوانی اقلام غذایی بینشان بیشتر است، در آثار گروه زنان نویسنده تنوع مضامین و مفاهیم حوزۀ خوراک بیشتر بهچشم میخورد. در ارتباط با اقلام نشاندار، فراوانی این عناصر در آثار گروه نویسندگان زن و همچنین تنوع بهکاررفته در آثار آنان بهطرز قابلتوجهی بیش از گروه مقابل مشاهدهشد. مضامین مشترک نشاندار در هر دو گروه شامل «شادی»، «اعتقادات و باورها» و «همدلی» بود امّا موردی برای «دارایی و ثروت» در آثار نویسندگان مرد یافت نشد. یافتههای این پژوهش ارتباطی معنیدار بین عامل جنسیّت و کاربرد غذا درپیکرۀ مورد مطالعه را نشان میدهد.