بررسی و تحلیل نقش قافیه در بهکارگیری واژههای عربی در شعر فارسی
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.
doi
10.22075/jlrs.2023.28810.2194چکیده
نفوذ دین اسلام در ایران و توسعه و انتشار زبان عربی در سرزمینهای مجاور، مانند ایران، باعث بهکارگیری زبان عربی در زبان فارسی شد. بهقدری زبان فارسی با زبان عربی آمیخته شد که نمیتوان واژههای عربی را از زبان فارسی تفکیک کرد. در این بین، قافیۀ اشعار، بهویژه در قالب قصیده، نقش ویژهای داشت. شاعران هنگام ضرورت و تنگنای قافیه، واژهها را از زبان عربی انتخاب میکردند. زمانی که سیر قصیده را در زبان فارسی بررسی میکنیم، حتّی در نخستین قصیدههایی که از زبان فارسی بر جای مانده است، دیده میشود که واژههای عربی زیادی در قافیه استفاده شده است. علاوه بر آن، شاعران، واژههای عربی غریبتر و نامستعملتری را نیز در قافیۀ اشعارشان به کار بردهاند؛ در صورتیکه در متنهای منثور نخستین، واژههای عربی بسیار کم به کار رفته است. برخی از شاعران، مانند منوچهری، انوری و خاقانی، واژههای عربی بیشتری در قصیدههای خود استفاده کردهاند. در غزل، واژههای غریب و مهجور عربی کمتر در زبان فارسی کاربرد داشته است. در مثنویها قافیه از سبک عصر خود پیروی میکند؛ یعنی در قرنهای نخستین شعر فارسی، واژههای عربی کم است و در قرنهای بعدی، استعمال بیشتری دارد. همچنین حرف آخر قافیه، در واژهگزینی قافیه، تأثیر زیادی دارد. اگر شاعر، حرف «گ» را انتخاب کند، واژههای قافیه، فارسی میشوند. این مقاله به بررسی نقش قافیه در بهکارگیری واژههای عربی پرداخته و از نخستین شاعران، چون رودکی، فرّخی و منوچهری آغاز کرده و در پایان، نتایج آماری استفاده از قافیههای عربی را بهصورت نمودار نشان داده است.