زیباییشناسی شاخصههای کارناوالی در«نقیضه»فارسی بر مبنای نظریههای ادبی معاصر
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران. (نویسندة مسئول)
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
doi
10.22075/jlrs.2023.28289.2169چکیده
تمایل به خنده و استهزا، چه در قاب نمایشهای کمدی و چه در بافت آثار مضحک، قدمتی دیرینه دارد. تجربیات مجریان این حوزه، تأثیرات وافری روی اندیشههای عمومی و سبک زندگی مردمان داشته است که در قرون اخیر، نظریهپردازان از زاویههای متنوّع، فلسفۀ کارکرد آن را مورد بررسی قرار دادهاند. شاخصترین نظریهپردازی نقد در این زمینه، مصداق حلقۀ مرکزی «منطق گفتوگویی» باختینی است که بر مدار بازی همسویگی چندزبانی استوار بود و بعد از رمان، بر گفتمان و مکالمهگری گونههای طنز اجتماعی و ادبی چون «کارناوال»، «نقیضه» و... پیاده شد. در این بازی، تفسیر و واسازی منطق مکالمهای چندآوایی با زیرساخت گونۀ بدخوانی خلّاق، بعضی روشهای طنزآمیز چون کارناوال و نقیضه بر مبنای انگارههای مشترک، از نظر بهرهیابی از اصول مکاتبی چون «فرمالیست روسی» در آشناییزدایی، «ساختارشکنی فرانسوی» در قطع ارتباط متن با ساختار بهنجار و خیزش «طنز تا خلّاقیت» بر مبنای روانشناسی آن، قابلبررسی هستند. نتیجۀ این بررسی توصیفی- تحلیلی که بر مبنای منابع کتابخانهای و اینترنتی انجام گرفته، حاکی از آن است که نقیضههای فارسی با اشتراک شاخصههای بینامتنی و وامگیری چندزبانگی کارناوالی، همان کمدیهای ادبی هستند که در سطح ادبیات با شکستگفتمان محتوا، زبان یا سبکبرداری از نظیرههای جدّی، سیری صعودی از دامنۀ طنز به خلّاقیت را سپری کردهاند.