چالشها و راهکارهای آموزش زبان فارسی به فارسیآموزان عراقی بر اساس نظریه چارچوب فرهنگی هافستد و هال
نویسندگان
1 نویسنده مسئول، استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران.
doi
10.30479/jtpsol.2025.22469.1723چکیده
یکی از مؤلفههای مهم آموزش زبان دوم، توجه به فرهنگ و تعامل فرهنگ و زبان است که همواره در تسریع یادگیری زبانآموزان عامل تأثیرگذاری است. گاه درآموزش زبان فارسی به فارسیآموزان غیرایرانی، با چالشهای فرهنگی متعددی روبروییم که این چالشها میتواند ناشی از تفاوت در چارچوبهای فرهنگی بین زبان مبدأ و زبان مقصد باشد. از آنجایی که در آموزش زبان توجه به تعاملات فرهنگی همراه راهگشا بودهاست در این پژوهش با بهرهگیری از نظریة «ابعاد ششگانة فرهنگی» گیرت هافستد و نظریة «زمینهگرایی و زمانشناسی» ادوارد هال، به بررسی موانع فرهنگی در یادگیری زبان فارسی و انتقال آن به فارسیآموزان عراقی پرداختهایم. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی با رویکرد بینافرهنگی در فرایند آموزش زبان دوم است؛ دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای و به صورت میدانی-تحلیلی با طراحی دو پرسشنامه بر اساس مقیاس لیکرت پنجدرجهای انجام شدهاست. یافتهها نشان میدهند که عواملی مانند «اجتناب از عدم قطعیت»، «فاصلة قدرت بالا»، «زمینهگرایی فرهنگی» و... تأثیر قابلتوجهی بر فرآیند یادگیری زبان فارسی دارند. پژوهش حاضر با ارائه راهکارهای عملی مانند طراحی برنامههای آموزشی ساختاریافته، استفاده از محتوای فرهنگی مشترک و روشهای تدریس انعطافپذیر، الگویی برای کاهش این چالشهای فرهنگی پیشنهاد میدهد. این یافتهها میتواند مبنای برنامهریزیهای آموزشی بینفرهنگی برای ارتقای کیفی و کمی آموزش زبان فارسی به عربزبانان قرار گیرد.