آموزش واژگان زبان فارسی به غیرفارسیزبانان سطح میانی بر اساس سبکهای یادگیری کلب
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 نویسنده مسئول، دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.30479/jtpsol.2026.22303.1728چکیده
با توجه به اینکه که سالانه افراد زیادی با انگیزههای گوناگون به فراگیری زبان فارسی میپردازند و در این فرایند، واژگان نقش محوری دارند، ضرورت استفاده از روشهای کارآمد برای آموزش واژهها بیش از پیش احساس میشود. از سوی دیگر، سبکهای یادگیری زبانآموزان یکی از عوامل تعیینکننده در موفقیت آموزشی است و باید در طراحی الگوهای تدریس مورد توجه قرار گیرد. هدف پژوهش حاضر، طراحی الگویی برای آموزش واژگان تخصصی حوزة علوم انسانی به فارسیآموزان سطح میانی بر مبنای سبکهای یادگیری دیوید کلب است. در چارچوب نظری، از رویکرد واژگانی و نظریة یادگیری تجربی کلب استفاده شد. روش تحقیق، توصیفی – تحلیلی و میدانی بود. ابتدا واژگان کلیدی پنج رشتة علوم انسانی (ادبیات، جامعهشناسی، تاریخ، جغرافیا و الهیات) بر اساس معیارهایی چون فراوانی و آموزشپذیری، انتخاب و در قالب درسنامههایی؛ شامل متن، تمرین واژگانی، درک مطلب و آموزش ساختواژه، تدوین شد. سپس سبک یادگیری ۲۰ فارسیآموز سطح میانی مرکز آموزش زبان فارسی دانشگاه تربیت مدرس با پرسشنامة استاندارد کلب، شناسایی و آموزش بر اساس الگوی طراحیشده اجرا شد. در پایان، آزمون پیشرفت تحصیلی جهت سنجش میزان اثربخشی برگزار گردید. نتایج نشان داد؛ زبانآموزانی با سبک واگرا (ترکیب تجربة عینی و مشاهدة تأملی) عملکرد بهتری در یادگیری واژگان داشتند. این یافته حاکی از آن است که همراستایی الگوی تدریس با سبکهای یادگیری میتواند بهطور مستقیم بر موفقیت آموزشی اثر بگذارد.