بازنمایی زنان در ضربالمثلها، اصطلاحات و تعبیرات تالشی جنوبی (گونۀ سیاهمزگی)
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد زبانشناسی همگانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران. (نویسندة مسئول)
2 دانشیار زبانشناسی همگانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
doi
10.22075/jlrs.2022.26481.2064چکیده
ضربالمثلها از ارکان ارزشمند فرهنگ عامیانه و ادبیات شفاهی هر فرهنگی به شمار میروند که حقایق فرهنگی و تاریخی بسیاری را آشکار میسازند. در پژوهش حاضر، قصد داریم به شیوۀ بازنمایی زنان در ضربالمثلها، اصطلاحات و تعبیرات تالشی جنوبی (گونۀ سیاهمزگی) بپردازیم. طرح پژوهش حاضر، ترکیبی (کمّیکیفی) و از نوع توصیفی- تحلیلی است. گردآوری دادهها بهصورت میدانی انجام گرفت و دادههای میدانی از طریق مصاحبۀ نیمهساختاریافته از گویشوران بومی جمعآوری شد. ضربالمثلها، اصطلاحات و تعبیرات گردآوریشده، از لحاظ معنا، مفهوم و مضمون، مشخّص شده و در نوزده مقولۀ معنایی دستهبندی گردیدند. این ضربالمثلها در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی فمینیستی لازار (2007) تحلیل شدند. ازجمله نتایج مهمّ بهدستآمده این است که میان انواع بازنماییهای زنان بر اساس سطح معناداری آزمونکولموگروف اسمیرنف یکنمونهای، تفاوت معناداری وجود دارد. نتایج حاکی از آن است که در جامعۀ مدّنظر، جنسیت بهعنوان ساختاری ایدئولوژیک درک میشود و زنان در آن، بر اساس رابطۀ فرادستی و فرودستی، در طبقۀ فرودست قرار گرفته و از ارزش چندانی برخوردار نیستند. همچنین زنان در این پژوهش بهعنوان افرادی سلطهپذیر، ضعیف، شرور و حیلهگر ترسیم شدهاند.