زبان‌آموز به‌مثابۀ مشارکی کارساز در گفتمان آزفا: تفکر انتقادی و کاربستِ گفت ‏وشنود در آموزش زبان فارسی

نویسندگان

1 نویسندۀ مسئول، دانشجوی دکتری زبان‏شناسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

doi
10.30479/jtpsol.2026.23052.1735
چکیده

در این پژوهش به چگونگیِ مشارکت فارسی‌آموزان در کلاس و کیفیتِ گفت‌وشنود در فرایند آموزش/یادگیری و جایگاه تفکر انتقادی در گفتمان آموزش زبان فارسی به غیرفارسی ‏زبانان (آزفا) پرداخته‏ ایم. مسئلۀ اصلی این پژوهش تبدیل زبان‌آموزان به مشارکانی فعال و کارساز در فرایند آموزش/یادگیری فارسی و جایگاه تفکر انتقادی و گفت‌وشنود در کلاس‌های آزفاست. پژوهش حاضر بر پایۀ رویکردی کیفی مشتمل بر مطالعۀ تفسیری پایه و تحلیل محتوایی پدیدارشناسانه و با استفاده از ابزار مصاحبه انجام شده است. نتایج پژوهش بر این نکته تأکید دارد که اثربخشیِ فرایند آموزش/یادگیری زبان در بافت چندفرهنگی کلاس‌های آزفا، در گروی مشارکت فعالانۀ زبان‌آموزان در فرایند مزبور است. آموزشِ محض ساختارهای زبانی و واژگان و انباشتن ذهن فارسی ‏آموزان از آن‏ها منجر به تحقق اهداف یادگیری نخواهد شد، بلکه لازم است زبان‌آموزان به‌مثابۀ ’سوژه‏ ای کارساز‘ در فرایند یادگیری از طریق گفت‌وشنود شرکت جویند و تولید معنی کنند. ملاحظه شد که تفکر انتقادی در گفتمان آزفا در اغلب موارد یا اساساً غایب است یا نسبت به آن برداشتی نادرست و ناقص شکل گرفته است. در این پژوهش سعی کردیم فهمی از تفکر انتقادی به ‏دست دهیم که برابر با تواناییِ دیدنِ پدیده از منظری پدیدارشناختی است که امکان تصور آن را از زوایای مختلف برای یادگیرنده میسر می‏ سازد. درنهایت بر لزوم دیدگاه و رویکردی نوین نسبت به مسئلۀ آموزش/یادگیری تأکید شد. برآیند چنین رویکردی، بازاندیشی و دگرگونی در چگونگیِ تألیف منابع درسی، پرورش و ارتقای معلمان با آموزه‏ های تعلیم و تربیت انتقادی و تحول در سیاست‌گذاری‌های کلان آموزشی خواهد بود.