آثار تمرین هوازی و محدودیت کالری بر چربی درون عضلانی، پروفایل لیپیدی و مقاومت به انسولین پس از 18 هفته رژیم غذایی پرچرب در موشهای صحرایی نر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فیزیولوژی ورزش، گروه فیزیولوژی ورزش، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی،دانشگاه گیلان، رشت، ایران

2 استاد گروه فیزیولوژی ورزش، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

doi
10.22080/jaep.2018.1809
چکیده

مقدمه و هدف: بی تحرکی با متابولیسم ناقص چربی درون عضلانی ارتباط دارد که منجر به تجمع متابولیت‌های اسید چرب و مقاومت به انسولین می شود. هدف از مطالعه حاضر، بررسی آثار تمرین هوازی و محدودیت کالری بر چربی درون عضلانی، پروفایل لیپیدی و مقاومت به انسولین پس از 18 هفته رژیم غذایی پرچرب در موش‌های صحرایی نر بود. روش‌شناسی: نمونۀ آماری تحقیق حاضر را 48 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با میانگین وزن 6/12±5/194 گرم تشکیل دادند. نمونه­برداری بافت و خون پس از ناشتایی شبانه در هفته­های 18 و 28 صورت گرفت. پس از اندازه گیری وزن موش ها در هفته اول، موش‌ها رژیم غذایی پرچرب مصرف کردند. موش‌های تغذیه شده با غذای پرچرب پس از 18 هفته، به گروه­های کنترل و تعادل منفی انرژی شامل تمرین هوازی و محدودیت رژیم غذایی تقسیم شدند. گروه­های تعادل منفی انرژی به مدت 10 هفته، به ترتیب تحت تمرین هوازی (دویدن) با شدت70 تا 75 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی و 25% محدودیت رژیم غذایی قرار گرفتند. سطوح تری گلیسرید لیپاز بافت چربی، دی و تری آسیل گلیسرول عضله نعلی و همچنین سطوح سرمی گلوکز، انسولین و نیمرخ لیپیدی اندازه­گیری شدند. شاخص مقاومت به انسولین نیز محاسبه گردید. یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان داد که روش­های تعادل منفی انرژی سبب کاهش معنی‌دار سطوح دی آسیل گلیسرول عضله و سطوح سرمی انسولین، گلوکز و شاخص مقاومت به انسولین، در موش­های صحرایی چاق شد (05/0>P). همچنین تنها در گروه محدودیت رژیم غذایی کاهش معنی­دار تری آسیل گلیسرول درون عضلانی مشاهده شد (05/0>P). کاهش سطوح تری آسیل گلیسرول و کلسترول نیز فقط در گروه تمرین هوازی نشان داده شد (05/0>P). نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که روش­های تعادل منفی انرژی حتی در زمان مصرف غذای پرچرب می­توانند سبب کاهش دی آسیل گلیسرول عضله اسکلتی شوند که تا حد زیادی با بهبود مقاومت به انسولین همسو است.