باهمآییها در پیکرۀ نوشتاری فارسیآموزان خارجی: مطالعهای بر پایۀ رویکرد عبارتشناختی
نویسندگان
1 نویسندۀ مسئول، استاد گروه زبانشناسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.30479/jtpsol.2025.21222.1685چکیده
مطالعة حاضر پژوهشی آمیخته (کمی-کیفی) و مقطعی است که با هدف ارزیابی چگونگی بکارگیری باهمآییها توسط فارسیآموزان خارجی در شش سطح مقدماتی تا ماهر انجام شده است. جامعه آماری 1112 متن (پیکرهای مشتمل بر 142608 موردواژه) از تولیدات نوشتاری فارسیآموزان بنیاد سعدی بود؛ نمونهگیری با روش تصادفی طبقهای انجام شد و طی آن 300 متن نوشتاری، با حجم موردواژههای متوازن در هر سطح، انتخاب شدند. برای تحلیل پیکره نمونه و شناسایی باهمآییها از دیگر گروهواژهها، رویکردهای مختلف زبانی مطالعه شد؛ آنگاه با بررسی و متناسبسازی معیارهای رویکرد عبارتشناختی و فرث با مشاهدات پژوهشگر در پیکره نمونه، تعریف جامعی از باهمآیی و معیارهای روشنی برای شناسایی آنها در تولیدات فارسیآموزان غیرایرانی به دست آمد. سپس، پیکره نمونه در نرمافزار مکسکیودیای، کدگذاری و تحلیل شد و با تفسیر آمار توصیفی و استنباطیِ به دست آمده از نرمافزار اسپیاساس، فرضیههای پژوهش مورد راستیآزمایی قرار گرفتند. یافتههای پژوهش نشان داد که میزان بکارگیری باهمآیی در تولیدات فارسیآموزان در شش سطح زبانی، تفاوت معناداری ندارد و باهمآییها از ابتدای زبانآموزی دارای اهمیت هستند. همچنین، باهمآییهای پرتکرار در تولیدات فارسیآموزانِ سطوح زبانیِ پایینتر، بیشتر مشاهده شد که فهرستی از آنها در مقاله آمده است. مقایسه تنوع بکارگیری باهمآییها در متون نوشتاری فارسیآموزان نیز نشان داد که تولیدات زبانآموزانِ هر سطح به طور معنیداری نسبت به سطح پایینتر از تنوع باهمآیی بیشتری برخوردارند. یافتههای پژوهش حاضر در تهیه و تدوین منابع آموزشی و به عنوان مقیاسی برای اندازهگیری مهارت زباندومآموزان سودمند است؛ همچنین میتواند مبنایی برای شناسایی انواع گروهواژهها در حوزه مطالعات باهمآییهای زبان دوم قرار گیرد.