تحلیل هندسی- جنبشی و تکامل ساختاری گسل های کوه درنجال، بلوک خاوری گسل کلمرد (ایران مرکزی)

نویسندگان

1 2استادیار، دانشکده زمین‌شناسی، پردیس علوم، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 استادیار، دانشکده علوم زمین، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

3 کارشناسی ارشد، دانشکده علوم زمین، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

4 دانشیار، گروه زمین‌شناسی تکتونیک، دانشکده علوم پایه، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.22071/gsj.2018.63792
چکیده

منطقه کوه درنجال در پهنه زمین­ساختی ایران مرکزی، در شمال باختری بلوک طبس و در سمت خاوری گسل کلمرد با روند شمال خاوری- جنوب باختری قرار دارد. در این منطقه تنها واحدهای سنگی پالئوزوییک (به سن کامبرین تا دونین) به همراه برونزد بسیار کمی از سنگ‌آهک به سن کرتاسه دیده می­شود. سنگ­های آذرین منطقه شامل توده آندزیتی لنزی شکل شمال کوه درنجال (به سن احتمالی ژوراسیک میانی) و توده­های نفوذی با ترکیب دیابازی نفوذ کرده در سازند کالشانه است. چرخش بلوک­های ایران مرکزی، برخورد صفحه عربی با ایران و همچنین اندرکنش ساختاری میان بلوک­های ایران مرکزی در طی تکامل زمین ساختی خود، سبب تغییر در جهت­گیری محورهای تنش جنبشی (Kinematic Stress Tensor, P-T-B) و در نتیجه شکل­گیری ساختارهای جدید و تغییر در ساختارهای کهن در طول تاریخ زمین­شناسی منطقه بوده است. گسل کلمرد به عنوان یک گسل پی­سنگی ایران مرکزی و نیز به عنوان پهنه اصلی جابجایی (PDZ) سبب شکل­گیری گسل­های امتدادلغز و وارون در منطقه کوه درنجال شده است. مشاهدات و برداشت­های صحرایی نشان‌دهنده وجود گسل­های همسو (R, P)، ناهمسو (R’, X) و فشارشی رده  C2و نیز چین‌خوردگی‌های رده F1 در منطقه کوه درنجال هستند. موقعیت و سازوکار ساختارهای ناحیه کوه درنجال، نشانگر تغییر جهت­ راستای محور فشارش (P Axis) به‌صورت پادساعت‌گرد از حالت عمود بر گسل کلمرد تا موازی با آن در بازه زمانی پالئوزوییک پایانی تا سنوزوییک پایانی است که سبب تشکیل گسل­ها و تغییر سازوکار جنبشی برخی از گسل­های مهم منطقه شده است.