اکفراسیس، توصیف و رئالیسم در مجموعه‌داستان کوتاه زائری زیر باران

نویسندگان

1 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه یزد

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه شهید باهنر،کرمان، ایران

3 استادیار زبان و ادبیات انگلیسی ،دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران (نویسنده مسئول)

doi
10.22075/jlrs.2022.27101.2097
چکیده

عنصر توصیف، همواره از پایه‌های اساسی ادبیات داستانی، با هر سبک نوشتاری محسوب می‌شود؛ امّا نمود آن در آثار رئالیستی، از تشخّص بیشتری برخوردار است؛ زیرا فضای کافی برای ارائۀ یک توصیف کلامی، یعنی اکفراسیس، جهت تجسّم هرچه بهتر مخاطب، باز است. در دهه‌های اخیر، نظریه‌های متعدّدی از کارکردهای توصیف در آثار مختلف نظریه‌پردازان غربی مطرح شده و در باب اهمیت این عنصر، سخن‌ها رفته است. بر همین اساس، اثر رئالیستی زائری زیر باران، از احمد محمود، مبنای پژوهش قرار گرفت. احمد محمود از جمله نویسندگان برجسته و ممتاز دوران معاصر است که محیط و جغرافیا بر زبان و سبک نویسندگی او اثر گذاشته است. این برداشت، بدون شک، به‌دلیل قدرت عنصر توصیف در داستان‌های اوست. مجموعۀ زائری زیر باران، شامل دوازده داستان کوتاه است. این داستان‌ها در عین سادگی بیان و محتوا، ترسیم‌کنندۀ سبک توصیف‌گرای نویسنده در بیان مضامین و دغدغه‌های غالب اوست. با تعمّق و غور در این مجموعه، به‌درستی درمی‌یابیم که توصیف، از جوهره‌های اصلی این اثر محسوب می‌شود و نحوۀ روی‌دادن حوادث، احوال شخصیت‌ها و موقعیت‌ها با قلم توصیف‌گرای نویسنده، جهانی هنری را می‌آفریند. این توصیفات، به داستان، حالت نمایش‌نامه می‌دهند و رئالیستی‌اند. در این پژوهش درمی‌یابیم که هدف نویسنده از توصیف، نشان‌دادن درد و رنج و ناکامی مردم جنوب است و به‌طور مستقیم و غیرمستقیم، فقر و استبداد حاکم بر جهان داستانی خود را به خواننده القا می‌کند. این پژوهش با شیوۀ توصیفی-تحلیلی و روش کتابخانه‌ای انجام گرفته است. سعی شده ضمن بیان اجمالی مفاهیم اکفراسیس و توصیف (تاریخچه و کارکردهای توصیف)، توصیفات موجود در اثر رئالیستی مذکور با ذکر شواهد کافی، بررسی شده و هدف نویسنده از آوردن این‌گونه توصیفات نقد شود.