بررسی جلوههای زبانیت در فرشتهها خودکشی کردند
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی (نویسنده مسئول)
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی
doi
10.22075/jlrs.2022.26409.2063چکیده
رضا براهنی در دهۀ هفتاد، نظریۀ جدیدی را با عنوان زبانیت مطرح کرد که غایتش آزادی زبان از قید معنا، تصویرسازیهای متداول و دیگر عواملی است که به عقیدۀ وی به زبان تحمیل میشود. نظریۀ براهنی، نگاههایی را به خود معطوف کرد؛ تا جایی که سیدمهدی موسوی درصدد برآمد برخی از این مباحث را در قالب غزل به کار گیرد. از «فرشتهها خودکشی کردند» موسوی بهعنوان نخستین مجموعه غزل پستمدرن یاد میشود. در زبان غزلهای این مجموعه، برخوردهای دستوری خاصّی وجود دارد که حاکی از تأثیرپذیری موسوی از نظریۀ زبانیت براهنی است. در پژوهش حاضر، با رویکردی توصیفی- تحلیلی و به روش کتابخانهای، زبان اشعار این اثر در دو محور صرف و نحو بررسی شده است. در بخش صرف، هنجارگریزیهایی که موسوی به تأسّی از براهنی در حوزۀ مفردات و ترکیبات انجام داده و در بخش نحو، ساختارشکنیهایی که در نتیجۀ کاربست گریز از نحو پدرسالار و جابهجاسازی پرتابی صورت گرفته، بررسی و تبیین شده است. نتیجۀ بهدستآمده حاکی از آن است که به هم ریختن بافت واژگان و نحو جملات، ساختاری پریشان و آشفته را در متن غزل به نمایش گذاشته که در عین متفاوتبودن، فاقد زیباییشناسی و عاطفۀ لازم است.