کارکرد بلاغی وجوه جملات در منظومۀ گرشاسپنامه و داستان بیژن و منیژۀ شاهنامه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی
2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی (نویسنده مسئول)
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22075/jlrs.2022.27062.2094چکیده
: در مطالعات بلاغی و گفتمانی آثار ادبی، بررسی وجوه جملات، از اهمیت زیادی برخوردار است. وجه جمله، بیانگر قطعیت شاعر در کلام خویش است و میزان ارتباط وی با مخاطبان را نشان میدهد. در بلاغت سنتّی و علم معانی، بلاغیونی چون جرجانی، سکاکی و قزوینی به وجه جمله و تأثیر شناخت آن بر روابط نویسنده و خواننده، در محدودۀ خبر و انشا توجّه داشتهاند. در زبانشناسی غرب، زبانشناسان مدرن، مانند هلیدی و فاولر نیز وجه جمله را با گستردگی بیشتر در مقایسه با بلاغت سنّتی، معرّفی و آن را بهعنوان مهمترین عنصر در کارکرد تعاملی زبان بررسی کردهاند. در این پژوهش، با روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی انواع وجوه جمله (امری، پرسشی، شرطی و...) و تحلیل وضعیت و کارکرد هریک در حدود 3000 جملهواره از منظومۀ گرشاسپنامۀ اسدی و داستان بیژن و منیژۀ فردوسی پرداختهایم. بدین منظور، نخست به تحلیل و بررسی وجوه جملات پرداخته و سپس آمار حاصل را در جداول نمایانگر پراکندگی، بهصورت تعداد و درصد درج کردهایم تا بتوان قیاسی دقیق میان دو اثر برقرار کرد. نتایج پژوهش نشان میدهد بار اصلی رفتوآمد اطلاعات، برعهدۀ فضای گفتوگوست و چون تنوّع وجوه در طول روایت، چهارچوب تکصدایی را بر هم زده است، پویایی بینظیری در آثار دیده میشود.