بررسی روند رشد ساخت فعل در نوشتههای فارسیآموزان کرهای (سطح پایه و میانی) براساس رویکرد کاربرد بنیان
نویسندگان
1 استاد گروه زبانشناسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
2 نویسنده مسئول، دانشجوی دکترای آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
10.30479/jtpsol.2024.5974.1604چکیده
زبانشناسیِ شناختی، شاخهای است که به مطالعه زبان بهمنزله بخشی از قوه شناخت میپردازد. ازاینرو، بسیاری از پژوهشگرانِ حوزههای زبانشناسی، علومشناختی و عصبشناسی زبان به آن توجه ویژهای داشتهاند. دستور ساخت، یکی از دستورهای شناختی است که همچون زبانشناسی شناختی، قوه شناخت را مبدأ تحلیل قرار داده است. این دستور، دستوری توانمند در ارائه تحلیلی جامع و یکپارچه از زبان به شمار میرود. در دستور ساخت تمام الگوهای زبانی بهمثابه ساخت تلقی میشوند. یکی از این ساختها، ساختار موضوعی فعل است که پل ارتباطی نحو و معنا محسوب میشود. بنابراین باتوجه به اهمیت افعال و یادگیری آنها، در این پژوهش برآن شدیم تا ساختارهای ظرفیتی و ساخت موضوعی افعال در 30 نوشته فارسیآموزان کرهای سطح پایه و 30 نوشته فارسیآموز سطح میانی را طبق نظریه دستور شناختی گولدبرگ (١٩٩۵) و نیز ساختارهای ظرفیتی مهرجو (١٣٩۷) مورد بررسی قرار دهیم. در بررسیهای انجام شده، در سطح پایه 54 فعل (غیرتکراری) و در سطح میانی 114 فعل (غیرتکراری) دیدهمیشود که از میان آنها بیشترین تعداد از نوع افعال دو ظرفیتی و یکظرفیتی هستند و از میان ساختهای موضوعی، «ساخت مسیر» در هر دو سطح بسامد بیشتری دارند. درنهایت طبق مبانی رویکرد کابردبنیان، روند رشد تدریجی و تکوینیِ ساخت فعل از سطح پایه به سطح میانی در فارسیآموزان کرهای مشاهده و تبیین میشود. فرآیند فراگیری افعال در متون نوشتاری درگذر از سطح پایه به سطح میانی رشدی با شیب ملایم دارد که این تکوین نیز حاصل برهمکنش ساز وکارهای شناختی و درونداد زبانی تلقی میشود.