ارزیابی کیفیّ ترجمه عربی سیر العباد إلی المعاد سنائی غزنوی بر اساس نظریه آنتوان برمن
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه تهران
3 دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه تهران (نویسنده مسئول)
4 دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه تهران
doi
10.22075/jlrs.2022.28980.2199چکیده
رابطۀ میان سرودن شعر و ترجمۀ شعر، رابطۀ تفکّر و تأمّل است. هر مترجم شعر در درجۀ اوّل، یک تأویلگر متن است و تأویلهای خود را بازنویسی و بازسرایی میکند. نزدیککردن خوانشهای مترجم به متن اصلی، مستلزم شناخت جهان و زبان شاعر است. البته این بهمعنای ارائۀ معناهای بسته نیست؛ بلکه پیبردن به آن معنای غایی متن است که گسترۀ تأویلهای بیپایان را در خود نهفته دارد؛ یعنی حسّ ناب متن. آنتوان برمن در نظریۀ گرایشهای ریختشکنانۀ خود، با هدف برجستهساختن اهمیت دیگری و فرهنگ بیگانه در ترجمه و احترام به غرابت و بیگانگی متن اصلی، بر این اعتقاد است که مترجم باید از جهت شکل و محتوا، مقیّد به متن مبدأ و وفادار به آن باشد. در این جستار، با روش توصیفی- تحلیلی و از منظر مطالعات توصیفی فرایندمدار ترجمه، ترجمۀ عربی یوسف عبدالفتّاح از کتاب سیر العباد الی المعاد بر اساس هشت مورد از مؤلّفههای تحریف متن از دیدگاه برمن بررسی میشود که عبارتاند از: عقلاییسازی، واضحسازی، اطناب کلام، آراستهسازی، تخریب سیستم زبانی، تخریب اصطلاحات و عبارات، غنازدایی کیفی و غنازدایی کمّی. یافتههای پژوهش نشان میدهد علّت اصلی انحراف ترجمۀ عربی سیر العباد الی المعاد از متن اصلی، ناآشنایی مترجم با زبان فارسی، تمایزات مربوط به ساختار دستوری و همچنین تطابقنداشتن کامل دامنۀ اطلاق واژهها در دو زبان عربی و فارسی است که طبیعتاً ناشی از اختلاف فرهنگ، تمدّن، عادات و رسوم دو قومی است که به این دو زبان سخن میگویند.