بلاغت پرسش در غزل سلمان ساوجی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی، کرمانشاه
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی، کرمانشاه
3 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی (نویسنده مسئول)
doi
10.22075/jlrs.2022.21474.1786چکیده
سلمان ساوجی از جمله شاعرانی است که از ظرفیتهای بلاغی جملههای پرسشی در اشعارش بهطور گستردهای بهره برده است. مطالعۀ غزل سلمان ساوجی از دیدگاه تحلیل اغراض ثانوی جمله، راهی به شناخت سبک غزل و لایههای فکری وی محسوب میشود. از آنجا که سلمان در غزل، 521 پرسش بلاغی را در 39 غرض ثانوی به کار برده است؛ مطالعه غزل وی از زاویۀ منظورشناسی جملههای پرسشی، ضروری به نظر میرسد. پژوهش پیشرو اغراض ثانوی جملههای پرسشی و دستهبندی آنها را در غزل سلمان ساوجی بر اساس روش توصیفی- تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانهای کاویده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد شاعر با طرح سؤال بلاغی، چهار هدف را دنبال میکند که عبارتاند از: افزایش بار عاطفی کلام، اغراق، برجستهسازی و تأکید کلام، کاهش بار آمرانه و توبیخی جمله و جلب تأیید، مشارکت و همراهی مخاطب. سلمان توانسته است از طریق چینش هنرمندانۀ واژگان و دستکاری آگاهانۀ نحوی از رهگذر آفرینش پرسشهای بلاغی، معانی تازهای بیافریند تا از طریق ایجاد تکثّر معنایی و چندلایگی در متن، بر تأثیر کلامش بیفزاید و مخاطب را با کاربرد و کارکرد چنین پرسشهای بلاغی به اقناع برساند.