مفهومسازی فرهنگی بدنواژه گوش در ضربالمثلها و اصطلاحاتِ زبان فارسی و زبان روسی
نویسندگان
1 نویسنده مسئول، مربی مرکز زبان فارسی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.
doi
10.30479/jtpsol.2025.21106.1690چکیده
از نظر زبانشناسان، زبانهایی که ریشه و پیشینه مشترک باهم دارند در یک گروه قرار دارند و بر یکدیگر تاثیر میگذارند، این امری اجتنابناپذیر است. زبان فارسی و روسی نیز به عنوان دو زبان اسلاوی که پیشینه مشترکی دارند از این قاعده مستثنی نیستند. هر زبانی تعداد معینی اصطلاحات و ضربالمثل دارد که به آن طعم خاصی میدهد. درست به کار بردن ضربالمثلها نیز یک هنر است باید آن را در زمان و مکان مناسب، به کار برد. زیرا کاربرد نامناسب آن ممکن است متلک تلقی شود که باعث ایجاد سوتفاهم می گردد. در این مقاله برای شناخت فرهنگ ملتهای ایران و روسیه بر روی مفهومسازی بدن واژه «گوش» در ضربالمثلها بررسیهای لازم انجام خواهد گرفت که حدود 50 مورد بررسی شده است. هدف ما تبیین و شناخت بیشتر فرهنگهاست که از آنها، برای تقویت روابط دو کشور و یادگیری بهتر دو زبان بهره بگیریم. ترجمه ضربالمثلها و معادلیابی در دو زبان به عنوان بخشی از زبان و فرهنگ، نقش بسزایی در برقراری ارتباطات دارد و نادیده گرفتن جنبههای فرهنگی بدنواژهها در معادلیابی میتواند موجب کاهش ارزشهای علمی و فرهنگی ضربالمثلها باشد. شاعران نیز برای تفهیم بهتر مطالب عرفانی، اجتماعی، اخلاقی از مثل ها در اشعار خود بهره میبرند. در پایان این مقاله نیز اشعار فارسی که ضربالمثلهای زبان فارسی حاوی کلمه ( گوش) را آوردهایم.