تأثیر یادگیری مشارکتی بر متغیرهای انگیزشی درآموزش زبان فارسی به‏عنوان زبان دوم

نویسندگان

1 استادیار گروه آموزش زبان فارسی به غیر فارسی ‏زبانان، دانشگاه بین ‏المللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران.

2 نویسنده مسئول، استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران. ایران.

doi
10.30479/jtpsol.2023.18652.1636
چکیده

پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر یادگیری مشارکتی بر متغیرهای انگیزشی فارسی‌آموزان غیرایرانی سطح میانی انجام گرفت. طرح پژوهش، آزمایشی از نوع پیش­آزمون و پس­آزمون، با گروه کنترل و آزمایش، متشکل از متغیر مستقلِ یادگیری مشارکتی و متغیرهایی از پرسشنامة دورنیه و تاگوچی (2010) که بر اساس مدل نظام خودانگیزشی دورنیه (2005) طراحی شده است، مشتمل بر نگرش به جامعة زبان دوم، اعتماد به ­نفس، علاقه به یادگیری زبان دوم و خودآرمانی، به­عنوان متغیرهای وابسته بود. جامعة آماری پژوهش فارسی­آموزان کالج بین­الملل دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند که 42 نفر از میان آن­ها، به روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب شده و در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. در گروه آزمایش، روش یادگیری به شیوة مشارکتی و در گروه کنترل به شیوة سنتی (انفرادی) صورت پذیرفت. یافته‌های به‌دست‌آمده از تجزیه و تحلیل داده­ها توسط آزمون­های کولموگروف – اسمیرنوف، همبستگی، رگرسیون و آزمون تی مستقل، حاکی از برتری شیوة یادگیری مشارکتی بر تقویت عوامل انگیزشی مورد بررسی در این پژوهش، نسبت به روش سنتی بود. بر این اساس،  می­توان نتیجه گرفت که آموزش مبتنی بر یادگیری مشارکتی، نقش پررنگ و تأثیر بسزایی در تقویت عوامل انگیزشی دارد. اهمیت جایگزین ساختن روش­های یادگیری تعاملی؛ همچون مشارکتی با روش­های انفرادی و سنتی و نیز توجه به عوامل افزایش­دهندة انگیزه در یادگیری آموزش زبان فارسی به­عنوان زبان دوم، از رهیافت­های مطالعة حاضر به­شمار می­روند.