استفاده از سرنخ های واژگانی و تصریفی در تشخیص زمان جمله بر پایة نظریه پردازش درون داد: مقایسة فارسی آموزان عربی زبان سطوح مبتدی و پیشرفته
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان، دانشگاه علّامه طباطبائی
2 نویسندۀ مسئول، استاد گروه زبانشناسی، دانشگاه علامه طباطبائی
3 دانشیار گروه های زبان و ادبیات انگلیسی و زبانشناسی، دانشگاه علّامه طباطبائی
4 استادیار گروه زبانشناسی، دانشگاه علّامه طباطبائی
doi
10.30479/jtpsol.2023.18059.1620چکیده
با توجه به نقش و اهمیت تشخیص زمان دستوری در فراگیری زبان و نبود پژوهشهای مرتبط در خصوص فراگیری زبان فارسی، هدف از پژوهش حاضر، بررسی نوع سرنخهای بهکار رفته، جهت تشخیص زمان دستوری و همچنین رابطة بین درک زمان جملههای فارسی و جنسیت و نیز رابطة بین درک زمان و زبان اول فارسیآموزان عربیزبان در سطوح مبتدی و پیشرفته بود. بدین منظور، اصل تقدم واژگانی نظریة پردازش درونداد (ونپتن، 2015) بهعنوان پایه و چهارچوب نظری در نظر گرفته شد. شرکتکنندگان در این پژوهش که بهصورت نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند، عبارت بودند از 53 نفر فارسیآموز عربیزبان، از مرکز آموزش زبان فارسی دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، که بر اساس سطح، به دو گروه مبتدی (28 نفر) و پیشرفته (25 نفر) تقسیم شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، دو آزمون محقق ساخته در دو مرحله بود: در مرحلة اول، با استفاده از آزمون تشخیص زمان جمله، آزمودنیها، زمان جملههایی که میشنیدند را در پاسخنامه علامت میزدند. در مرحلة دوم، همان آزمون اجرا شد، با این تفاوت که در این آزمون، جملهها فاقد قید زمان بود. یافتههای این پژوهش نشان داد عربیزبانان مبتدی، هم از سرنخهای واژگانی و هم از تصریفهای فعلی در تشخیص زمان جمله استفاده میکنند؛ اما در بیشتر موارد، انتخاب آنها، تنها یکی از سرنخها میباشد. این در حالی است که آزمودنیهای سطح پیشرفته، همزمان از دو سرنخ واژگانی و تصریف فعلی استفاده میکنند. در مورد جنسیت، نتایج نشان داد که بین جنسیت و توانایی درک زمان جمله، رابطة معناداری وجود ندارد.