ﺑﺮرﺳﯽ اﻏﺮاض ﺑﻼﻏﯽ ﺧﺒﺮ و اﻧﺸﺎی طلبی در دوبیتیهای فایز دشتی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران(نویسنده مسئول)
3 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران
doi
10.22075/jlrs.2021.24100.1960چکیده
فایز دشتی (1330-1250ق) از شاعران ترانهسرای جنوب و از نمایندگان اشعار فولکلوریک و ادبیات عوام و بومی این منطقه است که در ترانههای خـود بـه اندیشـههـای تعلیمی توجّه ویژه دارد. او را با احساسترین شاعر عوام و مردمی خواندهاند. با نگاهی کلّی به دوبیتیهای فایز میتوان حضور عاطفه و احساس لطیف و ذوق شاعرانۀ او را همراه با عناصر گوناگون بومی دریافت. او در سرودهها و عاشقانههای غنایی خود به مسائل اخلاقی و تعلیمی اشاره کرده و به شیوۀ مؤثّر از ابزارهای بلاغی، مخصوصاً علم معانی بهره برده است. فایز بـا اسـتفاده از علم معانی و ابزارهای مناسب آن مانند جملههای پرسشی، خبری و امری، به شیوهای مـؤثّر در انتقال مفاهیم اخلاقی و تعلیم آنها به مخاطب خود موفّق بوده و در عین حال از این طریق، حضور مخاطب را در لابهلای متن برجستهتر نشان داده است. نگارندگان در این پژوهش به شیوۀ توصیفی- تحلیلی و ابزار کتابخانهای به بررسی این دسته از جملات و معانی ثانویة آنها پرداخته و نکات برجستۀ سه مبحث از علم معانی، یعنی جملات پرسشی، امری و خبری و نقش و تأثیر آنها در انتقال مؤثّر مضامین تعلیمی شاعر در سرودۀ غنایی و عاشقانه را شرح و تبیین کردهاند.