نقد و بررسی دو صنعت عقد و حل در متون بلاغی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.22075/jlrs.2021.23254.1901چکیده
عقد و حل از جمله شگردهای مهم و پرکاربرد بدیعی در متون ادب فارسیاند که مانند برخی از صنایع دیگر، سیمای روشنی از آن دو در متون بلاغی، بهویژه بدیع فارسی ترسیم نشده است. در این پژوهش، ضمن نقد و بررسی رویکردهای گوناگون بلاغیون به این دو صنعت ادبی، با ذکر شواهد مثال و روش توصیفی- تحلیلی، تعریفی دقیق و کاملتر از این دو صنعت بدیعی و اقسام آنها ارائه میشود و تفاوتهای آن دو با برخی صنایع دیگر معلوم میگردد. در همین زمینه کارکردها و جایگاه زیباییشناسانه و پیوند این دو صنعت با نظریههای ادبی معاصر و نیز شرایطی که این دو صنعت را جزو محسّنات بدیعی یا سرقات ادبی قرار میدهد، تبیین میشود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که صنعت عقد به کلام منظوم و صنعت حل به سخن منثور تعلّق دارد و در هر دو شیوه، شاعر یا نویسنده با اِعمال تغییرات برجسته در بستر اصلی آیات، احادیث، امثال و اقوال یا ذکر برخی لغات مشخّص، مشتقّات و معانی آنها در تنسیق کلام خود، به دخل و تصرّف در عبارت اخذشده میپردازد و با ذکر قراین لفظی یا معنوی و ایجاد تغییرات هنری، سخنش را از شائبة سرقت ادبی مصون میدارد. صور گوناگون کاربرد این دو صنعت در آثار ادبی، از یک سو موجب ایجاز، تداعی، ابهام و غنای صور خیال شده و از سوی دیگر بهسبب الهام گرفتن گوینده از آثار پیشین و ایجاد تغییر در آنها برای آفرینش هنری و خلّاق با نظریاتی چون آشناییزدایی، برجستهسازی، بینامتنیت و بافتگردانی پیوند یافته است.