تأثیر بیکاری جنسیتی بر آلودگی محیط زیست در استانهای ایران
نویسندگان
1
2
doi
10.22034/ecoj.2025.69921.3468چکیده
یکی از موضوعات چالش برانگیز در اقتصاد محیط زیست، پاسخگویی به این پرسش اساسی بوده است که آیا رشد اقتصادی منجر به آلودگی محیط زیست میشود؟ بعد جنسیتی در بازار کار، که میتواند بر رفتارهای زیستمحیطی تأثیر بگذارد، تاکنون در مدلسازیهای زیستمحیطی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف این مطالعه بررسی رابطه میان بیکاری جنسیتی و آلودگی محیطزیست در چارچوب فرضیه منحنی کوزنتس زیست محیطی در استانهای ایران است. دادههای پژوهش بهصورت سالانه برای ۳۱ استان در بازه ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ جمعآوری شده و از روش دادههای تابلویی برای برآورد اثر نرخ بیکاری زنان و مردان بر انتشار کربن دیاکسید استفاده شده است. یافتهها نشان میدهد که رشد اقتصادی به کاهش انتشار کربن دیاکسید منجر میشود؛ بنابراین، استانهای ایران در بخش نزولی منحنی زیستمحیطی کوزنتس قرار دارند. همچنین نتایج بیانگر آن است که افزایش بیکاری مردان با کاهش آلودگی زیستمحیطی همراه است، در حالی که افزایش بیکاری زنان به تشدید تخریب محیطزیست منجر میشود. علاوه بر این، افزایش نابرابری جنسیتی در بیکاری نیز موجب افزایش آلودگی زیستمحیطی میشود. بر اساس این نتایج، فرضیه منحنی فیلیپس زیستمحیطی تنها برای مردان در استانهای ایران تأیید میشود. همچنین نتایج نشان میدهد که ارتقای سطح اشتغال زنان و افزایش مشارکت اقتصادی آنان میتواند به بهبود شرایط زیستمحیطی منجر شود. این یافتهها اهمیت حضور زنان در بازار کار را از دیدگاه زیستمحیطی برجسته میکند و نشان میدهد که اشتغال زنان نهتنها اثر منفی بر محیطزیست ندارد، بلکه میتواند عاملی برای بهبود کیفیت آن باشد.