بوطیقای روایت در منظومههای رمزی حسن و دل و جمال و جلال بر اساس الگوی ولادیمیر پراپ
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ایلام (نویسندۀ مسئول)
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ایلام
3 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه ایلام
doi
10.22075/jlrs.2021.22089.1834چکیده
یکی از شیوههای تحلیل ساختاری داستان، روش ریختشناسی ولادیمیر پراپ است که برپایۀ کنش شخصیتها بنا شده است. در این پژوهش که به شیوۀ توصیفی - تحلیلی نوشته شده، مطابق نظریۀ ریختشناسی پراپ، به تحلیل و مقایسۀ ساختار روایی منظومههای عاشقانۀ حسن و دل اثر مولانا محمّد بن یحیی سیبک نیشابوری و جمال و جلال اثر محمّد نزلآبادی که هر دو زیر ساختی رمزی و عرفانی دارند، پرداخته شده است تا میزان کارایی و مطابقت ساختاری آنها با الگوی پراپ مورد ارزیابی و سنجش قرار گیرد. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر این است که منظومههای مورد مطالعه از لحاظ ساختار، کارکرد، شخصیت و صفات اشخاص، مشابه و نزدیک به هم هستند و با نظریۀ پراپ تا حدّ زیادی مطابقت دارند؛ با این تفاوت که در حرکتهای دو داستان، با عدم توالی و حذف و اضافة برخی از خویشکاریها روبهرو هستیم. از میان شخصیتهای هفتگانۀ پراپ، برخی از شخصیتهای دو منظومه بهدلیل شباهت کارکرد و به اقتضای داستان، حذف یا با هم ادغام شدهاند.