تحلیل انتقادی گفتمان ایدئولوژیک طبقاتی در شاهنامه بر مبنای آرای میشل فوکو (مورد مطالعه: داستان انوشیروان و کفش گر)
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه دامغان (نویسنده مسئول)
2 استادیار زبانشناسی همگانی دانشگاه دامغان
doi
10.22075/jlrs.2021.22310.1851چکیده
جستار حاضر بهمنظور بررسی روابط ایدئولوژی و قدرت، گفتمان طبقاتی (کاست) در داستان انوشیروان و کفشگر را بر مبنای آرای میشل فوکو در چارچوب نظریۀ تاریخگرایی نوین مورد مطالعه قرار داده است. این مقاله با هدف بررسی نظام طبقاتی در داستان مذکور، میکوشد به لایههای پنهان متن دست یابد و نقش ایدئولوژی مزدیسنا را در عادیسازیِ این نظام در عصر انوشیروان مورد واکاوی قرار دهد. برای دستیابی به این هدف، تحقیق پیشِ رو حول محور دو پرسش اصلی سازمان یافته است: 1. آیا گفتمان کاست در عصر انوشیروان، تابعی از اوضاع سیاسی- اجتماعیِ پیرامون آن بوده است؟ 2. دیدگاههای ایدئولوژیکی انوشیروان دربارۀ قدرت چگونه در متن داستان آشکار شده است؟ این مطالعه به روش کتابخانهای، با رویکرد توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر پژوهش کیفی انجام شده است. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که گفتمان کاست با پشتوانۀ مذهب، بهمثابۀ یک نهاد ایدئولوژیک، کنشگرانی چون انوشیروان را بر جامعه مسلّط ساخته و فرودستان را بهوسیلۀ ایجاد آگاهی کاذب در آنها، به پذیرش وضع موجود متقاعد کرده است. بدین ترتیب طی یک فرایند ایدئولوژیک، گفتمان کاست با تولید و بازتولید ایدئولوژی غالب، به ابزار صاحبان قدرت برای سرکوب «سوژه»هایی چون کفشگر مبدّل میشود.