وجوه پنهان معنا در لایه‌ی آوایی هفت‌پیکر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری

2 دانشیار زبان‎شناسی دانشگاه فردوسی مشهد

3 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه حکیم سبزواری

4 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم (نویسنده مسئول)

doi
10.22075/jlrs.2021.22817.1882
چکیده

زبان در فرایند ادبی شدن، از شکل متداول خود فاصله می‌گیرد و عناصر زبانی در کاربردی هنری، فراتر از نوع قراردادی در متن حضور می‌یابند. در آثار برجستة ادبی میان محتوا و نحوة کاربرد واحدهای زبانی در لایه‌های مختلف، پیوند خاصّی وجود دارد. هفت‌پیکر نیز از آثار کم‎نظیری است که نظامی در سرودن آن، در سطوح مختلف از ظرفیت‎های زبانی متنوّعی برای تقویت محتوا بهره می‌برد و نوعی تشخّص سبکی را در این اثر ایجاد می‌کند. اثر ادبی متشکّل از لایه‌های درهم‌تنیده است؛ از این رو تحلیل متن هفت‎پیکر با رویکرد سبک‎شناسی لایه‎ای شیوه‌‌ای مناسب برای کشف ظرفیت‌های زبانی و کارکرد هنری واحدهای زبانی است. در تحلیل لایه‌ای، نقش هر لایه در تولید و انتقال پیام مشخّص می‌شود. در میان لایه‌های زبانی، لایة آوایی به‌عنوان مقدّمه‌ای برای تحلیل زبان به شمار می‌رود؛ زیرا آوا نخستین نشانة محسوس زبان است. در کلام نظامی، مؤلّفه‌های قابل بررسی در موسیقی بیرونی، درونی، معنوی و کناری علاوه بر نقشی که در افزایش موسیقی دارند، در پیوند با معنا کارکردی هنری یافته‌اند؛ به گونه‌ای که کوچک‎ترین واحدهای زبانی نیز نقش قابل تأمّلی در تولید و انتقال پیام اثر دارند. در موسیقی بیرونی، ظرفیت‌های وزنی سبب همخوانی موسیقی حاکم بر فضاهای مختلف متن با محتوا و القای معنا می‌شود. در موسیقی کناری، گزینش هدفمند قافیه و ردیف و آهنگ حاصل از آن‌ها سبب ایجاد دلالتمندی، تولید و انتقال مفهوم از سطح آوا به محتوا می‌گردد. شگردهای ادبی در موسیقی درونی مانند یک رمزگان ادراکی کاربرد می‌یابند که تعمّق بیشتر مخاطب را در پی دارد و از سویی، نوعی دلالتمندی فرامتنی ایجاد می‌کند. پیوند موسیقی معنوی با محتوا و ایجاد معانی حاشیه‎ای، از شیوه‌های نوبنیانی است که نوعی تشخّص سبکی به کلام نظامی بخشیده است.

کلیدواژه‌ها