تبیین غلبه صنایع بیانی و بدیعی بر معانی نحو در شکل گیری نظام بلاغی رساله اخلاق السلطنه وصاف شیرازی
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی
3 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی (نویسندة مسئول)
doi
10.22075/jlrs.2021.21924.1825چکیده
نظام بلاغی متون منثور پسامغولی غالباً تفاوت آشکاری با متون منثور پیش از حملة مغول دارد؛ به این ترتیب که معمولاً معانی نحو، چارچوب بلاغی متون پیشامغولی را تشکیل میدهد و در مقابل، بیان و بدیع، ساختار بلاغی متون پسامغولی را. این تفاوت بیش از هر چیز به رسالت متون در نظر نویسنده و انتخاب یک دستگاه زیباییشناختی متناسب با آن رسالت برمیگردد. شگردهای بیانی و بدیعی برخلاف هنرسازههای معانی نحو، تناسبی با رسالت اصلی متون نثر که انتقال معنا به مخاطب است ندارد و انتخاب چنین رویکرد بلاغیای از سوی نویسنده، بیانگر این است که متون نثر فارسی پس از حملة مغول، با بحران معناسازی عمیقی روبهرو هستند، تا آنجا که لفّاظی و صنعتمحوری بر متن حاکم شده است. این پژوهش در پی آن است که با تبیین رویکرد بیان و بدیعمحور در رسالة اخلاقالسلطنه، چرخش بلاغی متون منثور فارسی را از معانی نحو بهسوی بیان و بدیع بر مبنای تحلیل نمونههای مشخّص نشان دهد.