بررسی و تحلیل کارکردهای بلاغی «صفتهنری» در قصاید خاقانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز (نویسندة مسئول)
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز
doi
10.22075/jlrs.2021.21791.1816چکیده
صفت هنری (Epithet) به صفت جانشین موصوف یا موصوف و صفتی اطلاق شده است که اغلب در متون حماسی برای برجسته کردن ویژگیها، خصایص و تواناییهای خاص قهرمانان با ارائة جزئیاتی از احساسات و موقعیت آنها در صحنههای گوناگون داستان استفاده میشود. جزئیاتی مانند منشأ، ظاهر، مهارت، نسب، موقعیت و توانایی شخصیتهای داستان از طریق صفت هنری ارائه میشود که این جزئیات، خواننده را در عمق بخشیدن به مفهوم و معنای حوادث و شکلگیری هویت شخصیتها یاری میکند. در پژوهش حاضر با ارائة تعریفی دقیقتر از این اصطلاح و با در نظر گرفتن قصاید خاقانی، به این نتیجه دست یافتهایم که صفت هنری میتواند در سایر متون داستانی (غنایی، عرفانی و...) و غیرداستانی نیز کاربرد و مصداق داشته باشد. برخلاف برخی اظهارنظرها، صفت هنری باید کارکردی «هنری» داشته و نقش آن در خلاقیتهای شاعرانه یا معرفی خصوصیات قهرمان متون داستانی و غیرداستانی برجسته باشد. در اشعار خاقانی از صفت هنری برای ایجاد استعاره، تشبیه، تکرار، کنایه، تلمیح، ایهام، اغراق، همآوایی، پارادوکس، تشخیص، حسن تعلیل و جناس استفاده شده است که پربسامدترین این شگردهای ادبی در استعاره است. در اغلب استعارههای ترکیبی خاقانی، صفت هنری به کار رفته است و بسامد صفت هنری بهصورت ترکیبات وصفی، بیشتر از نوع «صفت جانشین موصوف» است. بدون تردید یکی از عرصههای تنوّعگرایی و نبوغ خاقانی، در کاربرد صفت هنری است.