شناخت زبان دراماتیک فارسی: رویکردی نظامبنیاد
نویسندگان
1 استاد زبانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران (نویسندة مسئول)
2 دانشجوی دکتری زبانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.22075/jlrs.2021.22321.1853چکیده
نظریه زبانشناسی نقشگرای نظامبنیاد هلیدی، از مهمترین نظریات روز در تحلیل و واکاوی متن و شناخت زبان است. با آنکه تمام گونههای ادبی از زبان بهره میگیرند؛ کاربرد عنصر زبان در متون نمایشی/ دراماتیک با سایر گونهها متفاوت است. از آنجایی که درام و متون نمایشی، بخش مهمّی از ادبیات به شمار میآیند، با مطالعة زبان دراماتیک با تمرکز بر متون دراماتیک و در چارچوب نقشگرایی نظامبنیاد میتوان به شناختی دقیقتر از زبان دراماتیک دست یافت و وجه تمایز آن را از زبان غیردراماتیک با بهکارگیری روش کمّی هلیدی و بهطور ویژه، فرانقش بینافردی به دست آورد. در پژوهش حاضر، نگارندگان پنج نمایشنامه مطرح فارسی معاصر را از نظر نظام وجه و همچنین زمان، در این چارچوب مورد بررسی قرار داده و درصد و بسامد وقوع انواع وجه و زمانداری در متون دراماتیک را بهعنوان شاخصی برای شناخت زبان دراماتیک و مقایسة آن با زبان غیردراماتیک در نظر گرفتهاند. براساس نتایج بهدستآمده، کاربرد وجه پرسشی در متون دراماتیک نسبت به متون غیردراماتیک بیشتر است. زمان غالب در متون دراماتیک، «حال» است و بسامد وقوع آن بهمراتب بیشتر از متون روایی است.