معناشناسی واژه «زعم» در قرآن با تکیه بر نظریه ایزوتسو

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه سمنان (نویسنده مسئول)

2 دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه سمنان

3 دانشجوی کارشناسی ارشد مترجمی عربی دانشگاه سمنان

doi
10.22075/jlrs.2021.22473.1868
چکیده

برخی از واژگان قرآنی، مانند شک، زعم، ظن، مریة، ریب و... علی‌رغم قرابت معنایی، دارای ابعاد متفاوتی هستند و گاهی اوقات مترجمان را در ترجمه با خطا مواجه می‌کنند. یکی از روش‌های مناسب برای رسیدن به معنای دقیق کلمات قرآن، استفاده از روش معناشناسی است. شناخت معنای درست واژه‌هامنجر به ارائه ترجمه‌ای مناسب می‌شود. یکی از روش‌های ایزوتسو در معناشناسی، بررسی میدان معنایی است. این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، برمبنای نظریة ایزوتسو تلاش دارد میدان معنایی واژه «زعم» را واکاوی کند. ابتداپژوهشگران برای بررسی تطوّر معنایی طبق نظریة ایزوتسو، سراغ اشعار جاهلی رفته‌اند. سپس با تعیین واژه‌های کانونی، کلیدی و فرعی، روابط معنایی این میدان را مشخّص کرده و توزیع تکرار واژة «زعم» و مشتقّات آن را در سوره‌های مکّی و مدنی مورد بررسی قرار داده‌اند. پس از انجام پژوهش مشخّص شد بعد از نزول قرآن، بُعد بطلان در آحاد معنایی واژة زعم پررنگ‌تر شده، معنای صحیح آن، گمانِ باطل است و ذکر واژة «باطل»، تأثیر زیادی در ترجمه دارد. این بُعد معنایی با توجّه به تکرار بیشتر مشتقّات «زعم» در سور مکّی به‌دلیل گره‌ خوردن محتوا با ‌اصول دین، در مقایسه با سور مدنی که محتوای آن‌ها غالباً احکام، امور اجتماعی و... است، قابل توجیه می‌باشد.