آموزش معکوس زبان فارسی به غیرفارسیزبانان مبتنی بر نظریۀ مهارتآموزی (مقاله فارسی)
نویسندگان
1 نویسندۀ مسئول، دانشجوی دکتری آموزش زبان فارسی به غیر فارسیزبانان، دانشگاه علامه طباطبائی(ره)
2 استاد گروه زبانشناسی، دانشگاه علامه طباطبائی(ره)
doi
10.30479/jtpsol.2023.17400.1591چکیده
در کلاس معکوس، برخلاف کلاس سنتی، دریافت اطلاعات جدید و آموزش، در منزل و انجام تکالیف درسی در کلاس صورت میگیرد. در یادگیری معکوس نیز آموزش مستقیم، از فضای آموزش گروهی به فضای آموزش فردی منتقل میشود و درنتیجه فضای گروهی در کلاس، تبدیل به محیط آموزشیِ پویا و تعاملی میگردد و معلم بهجای ارائه درس در کنار زبانآموزان، آنها را برای بهکاربردن مفاهیم و تعامل خلّاقانه با موضوع آموزشی، راهنمایی میکند و زبانآموزان در فرایند یادگیری فعّال قرار میگیرند. در بین نظریههای زباندومآموزی، نظریة مهارتآموزی، نظریهای کاملاً روانشناختی است که ریشه در سه نوع روانشناسی رفتارگرا، شناختی و پیوندگرا دارد. این نظریه، اختصاص به زبانآموزی ندارد، بلکه برای تبیین فراگیری انواع مهارتها بهطور عام بهکار گرفته میشود. این پژوهش، کیفی و از نوع اقدامپژوهی عملی[1] است. هدف پژوهش، بررسی چگونگی اجرای رویکرد معکوس برای آموزش زبان است و به این دلیل، از بین نظریههای زباندومآموزی، نظریة مهارتآموزی در نظر گرفته شده است؛ لذا در این پژوهش، با مروری بر پیشینه و مبانی نظری، رویکرد معکوس و قالب نظریه مهارتآموزی، همسو شدن این دو رویکرد در اجرای آموزش معکوس زبان فارسی به عربزبانان سطح میانی، بهعنوان یک تجربة زیسته، بیان شده است. یافتههای پژوهش نشان داد که قالب نظریة مهارتآموزی برای اجرای رویکرد معکوس در آموزش زبان مناسب است.[1]. practical action research