سخن سردبیر
نویسندگان
doi
چکیده
پژوهشهای بنیادی یا ترسیمی و گسترشی در آموزش زبان دوم به صورت توامان پیش میرود. هر چقدر در آموزش زبان دوم بیشتر تامل میکنیم و در مبانی آموزشی بهتر کاوش میکنیم، به اهمیت بسیاری از مباحث فرعی و اقماری که تاثیر بسیار در آموزش زبان دوم دارند، پی میبریم. برای مثال هر چقدر پیوند بین زبان دوم و زبان اول یا مادری زبان آموز از نظر خانوادۀ زبانی یا همجواری زبانی یا ارتباط فرهنگی گویش وران زبان اول و دوم بیشتر باشد، زمینههای تقویت آموزش زبان دوم بیشتر فراهم میشود. پیوندهای محکم بین زبان فارسی و عربی، وام واژههای بسیار بین این دو زبان، ارتباطات فرهنگی و دینی بین صاحبان زبان عربی و فارسی به طور حتم تاثیر مثبت فراوانی در آموزش زبان فارسی برای فراگیران عرب زبان دارد یا انبوه واژگان مشترکی که بین زبان ترکی استانبولی و فارسی وجود دارد، کار آموزش زبان فارسی را برای فراگیران ترک کمی آسانتر می سازد؛ لذا شایسته است مدرسان یا تولید کنندگان مواد ومحتویات آموزشی در تهیه متون آموزشی به این نکتۀ مهم توجه کنند و محتوایی را فراهم کنند که از مشترکات زبانی به خصوص واژگان مشترک ساخته شده باشد.ساخت تصریفی زبان فارسی اهمیت حروف اضافه و نشانه در این زبان و پیوند ناگسستنی حروف اضافه با گروههای فعلی از نکتههای ظریف در آموزش زبان فارسی است؛ یعنی ساخت تصریفی انعطاف محور هم نشینی زبان فارسی را بیش از زبانهای دیگر در گشتارهای جابهجایی گروهها فراهم میسازد؛ لذا اینکه یک حرف اضافه دارای چه دلالتها و مفاهیمی در ساختهای جمله است و با کدام گروه فعلی تناسب بیشتر دارد، از نکاتی است که اهمیت توجه به گروههای حرف اضافه را در آموزش زبان فارسی نشان میدهد.استفاده از موسیقی و تناسب و توازن واژگان در ساخت قرینهها و جملات حتی در آموزش زبان اول و مادری مورد توجه مردم بوده و هست و در بعضی از گویشها نوع خاصی از قرینههای موسیقایی را در ادب شفاهی آنها پدید آورده است. در آموزش زبان دوم نیز استفاده از همین قرینهها و جملات متقارن و متوازن و موسیقایی ومسجع از ارزش آموزشی بسیاری برخوردار است. فرهنگ و اندیشههای خاص مردم هر سرزمینی نسبت به انسان و جهان از مباحث با اهمیت فرهنگی است که از دید زبان کاوان و پژوهش گران آموزش زبان دور نمانده است و تا به حال شاهد پژوهشهای مختلف و متعدد در این حوزه بودهایم.توجه به جنس مذکر یا مونث در یک متن و حضور چند صدایی جنس زن یا مرد میتواند انگیزههای خوانش و یادگیری یک متن را که به عنوان محتوای آموزشی تهیه شده است، افزایش دهد. البته پر واضح است که در هر متن هدف داری که برای آموزش زبان دوم تهیه شده است، از جهان بینی حاکم خاصی برخوردار است که در واکاوی زبان و اندیشۀ آن میتوانیم آن جهان بینی و یا تفکر خاص را که گوینده در حال انتقال آن است، دریابیم؛ لذا نگاه به جنس زن یا مرد در متنهای آموزشی یا منتخب برای آموزش زبان خود را نشان میدهد. پس این نوع بحثهای فرهنگی و جهان شناختی به عنوان بحثی اقماری و فرعی در حوزه آموزش زبان، میتواند فرایند را به نفع زبان آموز تسهیل کند. حمید طاهریسردبیر