نقش کاربرد وامواژه های عربی وفارسی در آموزش زبان فارسی (مطالعۀ موردی فارسی آموزان عرب زبان)
نویسندگان
1 نویسنده ی مسئول، دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)
2 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی و مدرس مدعو دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)
doi
10.30479/jtpsol.2022.16585.1568چکیده
ارتباطات گستردة فرهنگی ایران و کشورهای عربی، باعث شده، واژگان بسیاری بین دو زبان فارسی و عربی مبادله شود که سهم ونحوة ورود واژگان (وامواژههای) عربی در فارسی به مراتب بیشتر و قابل توجه است. گاهی این واژگان مشترک با حفظ معنا ومدلول اول( در زبان عربی)، باعث تسریع روند یادگیری فارسی آموزان میشوند؛ اما واژگان متعددی هم هستند که علیرغم حفظ شکل ظاهری، در طول قرنها دچار تحولات معنایی و کاربردی شدهاند. در برخی موارد این واژگان از نظر دایره شمول معنا، تخصیص و کاهش و گاهی نیز گسترش داشته اند.واژگان قرضی عربی در فارسی،به گونه های مختلف دستخوش تحول در معنا،آوا وگاه صورت نوشتاری واملایی شده اند درصورت عدم دقت در فرایند ونوع تحول معنای این واژگان قرضی، به دلیل تداخل با زبان مادری (خطاهای درونزبانی) روند یادگیری عربزبانان دچار اختلال می شود. برخی وامواژگان فارسی هم در زبان عربی وجود دارند که به دو صورت مشاهده می شوند:1. واژگان دخیل بدون تغییر در صورت آوایی و2. واژگان دخیل معرب . این کلمات درچرخهی بومیسازی با فرایندهای واجی متنوع و متعدد، در زبان عربی کاربرد پیدا کردهاند. در این پژوهش بر آنیم تا ضمن بیان نوع تحول وام واژه ها-بویژه واژگان عربی درفارسی- ، نشان دهیم که چگونه مدرسان میتوانند با شناخت این واژگان، از آن ها به عنوان یک ابزار وتکنیک موثر در آموزش زبان فارسی به عرب زبانان استفاده کنند و با استفاده از آن ها در تدریس و تولید محتوا، روند یادگیری زبانآموزان را در مهارت درک متون، افزایش دایرۀ لغات بهبود بخشد.