کاربست نظریۀ اشارههای شناختی در تحلیل شعر فارسی بهمثابۀ تحلیلی ارجاعمحور (مطالعۀ موردی: غزلی از سعدی)
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس (نویسندۀ مسئول)
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22075/jlrs.2020.21637.1799چکیده
نظریۀ اشارههای شناختی بهمثابۀ ابزاری برای تعیین عوامل تعیینکنندۀ شیوۀ ارجاع در بافت متنی، از مباحث مهم زبانشناسی شناختی به شمار میآید. مسئلۀ پژوهش حاضر، بررسی کاربرد نظریۀ اشارههای شناختی در تحلیل شعر فارسی است. مدّعای اصلی که در پژوهش حاضر مطرح شده، این است که اشارههای شناختی، ابزارهایی مناسب برای کاربست شیوهای نوین در تحلیل شعر فارسی هستند که به شکلی ویژه، شعر را براساس انواع ارجاع واکاوی میکنند. بهمنظور اثبات این ادّعا و بررسی شیوۀ کاربست این نظریه، نخست بنیانهای نظری اشارههای شناختی و مسائل اساسی آن همچون نظریۀ انتقال اشاره مطرح شده و سپس یک غزل از سعدی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد اشارههای شناختی و نظریۀ انتقال اشاره میتواند خلأ موجود را که در بلاغت سنّتی و علم معانی، ذیل مقولۀ ارجاع وجود دارد، پوشش دهد و با کاربست این نظریهها میتوان نوعی تحلیل ارجاعمحور را در شعر فارسی طرحریزی کرد.