بررسی ارتباط نظام تخیّلی و خاستگاه فرهنگی منظومه ورقه و گلشاه برمبنای نظریه ژیلبر دوران
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان (نویسنده مسئول)
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان
doi
10.22075/jlrs.2021.21347.1778چکیده
تخیّل، فضایی بیکران در ذهن شاعر ایجاد میکند که موجب خلاقیت و تجلّی هنری او میشود. هستة تفکر شعر، ریشه در تخیّل شاعر دارد؛ زیرا گویای طرز تلقّی شاعر از جهان و محیط پیرامونش است. این عنصر، اصلیترین عنصر سازندة ادبیات غنایی و حماسی به شمار میآید. منظومه غنایی- حماسی ورقه و گلشاه عیوقی به پیروی از ساختار و داستان عروه و عفرای عربی سروده شده و با توجه به خاستگاه عربی آن، بسیاری از عناصر فرهنگی و اجتماعی جامعه مذکور را نمایان کرده است. در تصویرسازیهای این اثر، نظام تخیّل به شکل منظومهای تودرتو و با کاربست نمادهایی با ارزشگذاری مثبت و منفی مورد استفاده قرار گرفته است. هدف اصلی این پژوهش که با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده، بررسی و کشف نظام تخیّلی منظومه ورقه و گلشاه براساس الگوی ژیلبر دوران است. نتایج پژوهش نشان میدهد نظام تخیّل در این منظومه، هم در بخش نمادهای با ارزشگذاری مثبت (عروجی، تماشایی و جداکننده) و هم در بخش نمادهای با ارزشگذاری منفی (سقوطی، تاریکی و حیوانی) بیانگر این است که حادثة داستانی در سرزمینی کاملاً بدوی با ساختار فرهنگی و اجتماعی خاص عربی ساخته و پرداخته شده است؛ بنابراین از این منظر، نظام تخیّل و حوادث داستان، همسویی کاملی با یکدیگر دارند.