بررسی وضعیت آموزش زبان و ادبیات فارسی در پاکستان (مراکز، منابع، روشها، سرفصلها و عوامل انگیزشی)
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)
2 دانش آموختـۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)
doi
10.30479/jtpsol.2023.17274.1585چکیده
شبه قاره هند، بویژه کشور پاکستان، در طول تاریخ، یکی از حوزههای اصلی نفوذ فرهنگ، ادبیات و زبان فارسی به شمار میرفته و مردم این سامان همواره به فرهنگ ایرانی و زبان و ادبیات فارسی علاقهمند بودهاند. این تعلّق خاطر فرهنگی، موجب اشتیاق عمومی نسبت به فراگیری و بهتبع آن، انباشت تجربه تاریخی در زمینه آموزش زبان و ادبیات فارسی در این منطقه بوده است. در دوران معاصر، بویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز سیاستهای کلان فرهنگی بیش از پیش به تعمیق روابط فرهنگی و گسترش زبان و ادبیات فارسی در این منطقه معطوف گردید و همین امر موجب شد تا آموزش زبان و ادبیات فارسی، رشد بیسابقهای در این کشور داشته باشد. با عنایت به این که هرگونه سیاستگذاری جدید در این زمینه، نیازمند کسب اطلاعات دقیق از وضعیت کلی آموزش زبان و ادبیات فارسی در این کشور است، این پژوهش با بهرهگیری از روش آمایشی و توصیفی – تحلیلی، کوشیده است تا وضعیت مراکز، روشها، دورهها و منابع آموزش زبان و ادبیات فارسی را در پاکستان بررسی و تحلیل نماید. نتایج حاصل از تحقیق نشان میدهد که افزون بر مراکز دانشگاهی دولتی و خصوصی، خانه فرهنگ و برخی حوزههای علمیه و مؤسسات خصوصی، با استفاده از روشهای حضوری، مجازی، مکاتبهای و ادبیاتمحور، به امر آموزش زبان و ادبیات فارسی اشتغال دارند و دورههای کوتاهمدت و بلند مدت خود را با استفاده از منابع تهیه شده در داخل ایران یا در کشور پاکستان (که در متن مقاله به تفصیل معرفی شده است) برگزار مینمایند. بررسیهای آماری نشان میدهد که انگیزههای فرهنگی در فارسیآموزان پاکستانی بیش از سایر عوامل انگیزشی، آنها را به فراگیری زبان فارسی ترغیب میکند و بسامد فراگیرانی که تمایل دارند، زبان فارسی را در کشور ایران بیاموزند، بهصورت معناداری بالاتر است.