سبکشناسی انتقادی نامۀ شاه تهماسب صفوی به سلطان سلیمان عثمانی با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی (نویسندۀ مسئول)
doi
10.22075/jlrs.2021.21857.1820چکیده
«زبان» محمل ایدئولوژی است؛ و «قدرت» همواره «زبان» را در راستای سیطرۀ خویش بهکار گرفته است. مقالۀ حاضر به تحلیل سبکشناختی و بررسی بخشهای نامهای از شاه تهماسب صفوی به سلطان سلیمان عثمانی از دیدگاه تحلیل گفتمان انتقادی اختصاص دارد. این نامه یکی از مهمترین نامههایی است که در جریان پیمان صلح «آماسیه» و در حوالی سال 962 ه.ق از ایران به سوی دربار عثمانی فرستاده شده است. نگارندگان ابتدا متن این نامۀ مطوّل را براساس دستنویس موسوم به «جُنگ فرامین و منشآت» محفوظ در کتابخانۀ مجلس به شمارۀ 3349 تصحیح و سپس بخشی از آن را با مبنا قراردادنِ رویکرد اجتماعی-نشانهشناختیِ فرکلاف و بهکمک راهبردهای رویکرد اجتماعی-شناختیِ وندایک و نیز بر اساس یکی از مؤلفههای الگوی جامعهشناختی- معناییِ ونلیوون، همچنین با کمکگرفتن از ابزارهای سبکشناسی انتقادی تحلیل و تفسیر کردهاند. این پژوهش نشان میدهد که چگونه «قدرت» زبان را در راستای ترویج و تثبیت ایدئولوژی و اهداف خود بهکار گرفته است. فراوانیِ بالایِ رمزگانِ نهادِ دین در سطح ساختاری و نیز کمیّت و کیفیّتِ ترکیباتِ رمزگانی در سطح فرایندی نشاندهندۀ جهتگیریِ ایدئولوژیکیِ دستگاه صفوی و نیز تکیۀ نهاد قدرت بر نهاد دین و گفتمانِ دینی است. در این نامه، گفتمانهایی نظیر حقانیت و برتری مکتب شیعه را در عنصر زبانیِ «شاخص» نیز میتوان مشاهده کرد. ویژگیهای زبانی این متن، همچنین نشانگر «اقتدار» سیاسی- نظامیِ دستگاه صفوی هنگام عقد پیمان آماسیه است.