الگوی استعاری «نمونۀ اعلای عشق» در پیکرۀ لیلی و مجنون براساس الگوی عشقِ کووچش
نویسندگان
1 دانش آموختۀ کارشناسی ارشد رشته زبانشناسی همگانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان
2 دانشیار گروه زبانهای خارجی دانشگاه شهید باهنر کرمان (نویسنده مسئول)
3 استادیار گروه زبانهای خارجی دانشگاه شهید باهنر کرمان
doi
10.22075/jlrs.2020.19293.1629چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی «الگوی نمونۀ اعلای عشق» در پیکرۀ منظوم لیلی و مجنون اثر نظامی گنجوی انجام گرفته است. بدین منظور، استعارههای مفهومی حوزۀ عشق (مجنون به لیلی) از پیکرۀ موردنظر استخراج و پس از دستهبندی آنها از لحاظ حوزههای مبدأ، با الگوی نمونۀ اعلای پیشنهادی کووچش (1986/1988) مقایسه شد تا میزان مطابقت عشق مفهومیشده در پیکرۀ لیلی و مجنون با الگوی فوق مشخص شود. نتایج این بررسی نشان داد تفاوتها بسیار جزئی است و تقریباً تمامی حوزههای مبدأ متعلق به الگوی نمونهای عشق، در پیکرۀ موردبررسی نیز به کار رفته است. بنابراین بهطرز قابلتوجهی با الگوی نمونۀ اعلا همخوانی و مطابقت دارد. حوزههای مفهومی آتش، موجود زیبا، عدم تعادل شامل مستی، دیوانگی و بیماری، گیاه و اسارت، بهترتیب پرکاربردترین مفاهیم بهکاررفته در پیکرۀ موردنظر بودند. از میان سه نوع استعارۀ مفهومیِ متعلق به الگوی نمونۀ اعلای عشق، استعارههای هستیشناختی و پس از آن، استعارههای حوزۀ شدّت از لحاظ فراوانی، بیشترین کاربرد را در پیکرۀ موردبررسی داشتهاند. در میان استعارههای هستیشناختی، بیشترین کاربرد متعلق به حوزۀ مبدأ «موجود زیبا» بوده، در میان استعارههای شدّت، «آتش» دارای بیشترین کاربرد است. مفهوم اسارت با مفهوم ضمنی مثبت و خوشایند، تنها حوزۀ مبدأ متعلق به عشق نوعی بود که در میان دادهها یافت شد. مواردی نیز مشاهده گردید که مفهومسازی عشق در پیکرۀ موردبررسی، متفاوت با الگوی موردنظر عمل کرده است. ازجملۀ این موارد میتوان به کاربرد حوزۀ مبدأ «گیاه» و نیز انواع «نیرو» در نگاشت با مفهوم عشق اشاره کرد.