نقد نشانهشناختی کارکرد آشوب در نظم در باب اول گلستان سعدی
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علّامه طباطبایی، تهران، ایران (نویسنده مسئول)
2 دانشجوی کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علّامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.22075/jlrs.2021.24063.1958چکیده
گلستان بهعنوان متن ادبی بازتابدهندۀ مسائل فرهنگی مختلفی، از زیباشناسی تا سیاست و دین، میتواند بستری مناسب در تحلیل نشانهشناسانۀ شیوههای معناسازی سعدی در بیان این مسائل باشد. پژوهش پیش رو به شیوۀ تحلیل کیفی و با تکیه بر مطالعات کتابخانهای، در پی رسیدن به چنین هدفی با خوانش باب اول گلستان برمبنای آرای لوتمان، نشانهشناس فرهنگی و کلنکنبرگ دربارۀ ناامنی نشانهای است. این باب که تصویرگر چگونگی ارتباط شاه با زیردستان است، بر تقابل میان درویش و جایگاههای اجتماعی دیگر تکیه دارد که بهعنوان بزرگترین تقابلی که سعدی از طریق آن، مفاهیم فرهنگی مختلفی را بیان میکند، پیوندی عمیق با دو مفهوم آشوب و نظم مییابد و تحلیل آن با رویکرد نشانهشناسی فرهنگی لوتمان میتواند شیوۀ اصلی سعدی را در معناسازی روشن کند. تقابل آشوب و نظم، ریشه در ناامنی نشانهای در فرایند ارتباط نیز دارد که مسئلهای جدانشدنی از گفتمان قدرت است. در فرایند ارتباط شاه و زیردستان بهعنوان نموداری از روابط قدرت، همواره شاهد آشفتن نظم گفتمان قدرت سیاسی هستیم که تحلیل این فرایند، بیانگر بروز آشوب در نظم به دو شیوۀ مختلف است که درواقع روش اصلی سعدی برای معناسازی در این باب از گلستان است. آشوب از ناحیۀ زیردستان بر نظم سیاسی فضای روایت غلبه دارد؛ امّا در برابرِ نظم سیاسی بهعنوان گفتمانی بیرون از فضای روایت مغلوب میشود. از طرفی، آشوب از ناحیۀ درویش بهعنوان قشری از زیردستان با گفتمانی ویژه، هم نظم سیاسی فضای روایت و هم نظم سیاسی بیرون از آن را از هم میپاشد. با وجود این، اگر مفهوم قدرت وسیعتر از قلمرو نظم سیاسی باشد، رفتار درویش نهتنها نظم سیاسی بیرون از فضای روایت را نمیآشوبد؛ بلکه در فضای روایت نیز آشوب تلقّی نمیشود.